Machine transcription
شماره (ششم) سال دوم خزان و شاعر (۳۹)
خزان وشاعر
از طبع جناب قاری عبدالله خان
عضو انجمن ادبی
باد از برگ ریز فصل خزان میدهد باغ سبز و سرخ نشان
در نظر باز برگهای درخت می نماید بگونه گون الوان
باز از زرد و سرخ و نارنجی گشته اوراق بوستان افشان
کرده در بر لباس بوقلمون سبز پوشان صفحه بستان
زعفران کاری خزان اکنون میزند خنده بر بهارستان
از خزان تا چمن طلائی شد گشته چون نقره صاف آب روان
تیغ بر روی آب میکشد بعد ازین موج خیزی طوفان
میدهد یاد از بهار بسنت برگ ریزان دره و دامان
رنگ آمیز برگها گوئی میدهد گلشنی دگر سامان
از خزان پنجه چنار کنون می نماید چو پنجه مرجان
در خزان غنچه طلا گردد شاخهای زمرد بستان
جدول باغ را طلائی کرد خامه زر نگار فصل خزان
شوشه زر بهر طرف ریزد چون بگلشن شود نسیم وزان
آسمان نیلگون هوا صافست گرد بنشسته از نم باران
باغ از دور جلوه دارد که در و مانده چشمها حیران
یا بهار دگر نمایان است در دل و بر صفحه بغمان
کلك قدرت نگار صنع کشید خوش درین صفحه تابلوی خزان
یارب این فصل برگ ریزان است که زراندود شد از وبستان
باغ را غوطه داده اند بزر یا بشد برگ ریز برگ ریزان
از بهار خوشش بر نگینی نیست کمتر خزان این سامان
٥٦٨
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
