Machine transcription
شماره ( ششم ) سال دوم مجله کابل ( ٣٦ )
تا چه پیش آمده باشد ! که زهر گوشة ملك پرسیدیم سرا سیمه باین حال زبون
درد زا ندازه گذشت و بلغ السيل زباه رفت سر رشته صبر از کف و لله در فنون
بار این غم که زما تاب شکیبائی برد خود به بینید که چند است و مپرسید که چون
چند در سینه توان داشت نهان شعلة غم خوش بود صبر ولی خود نتوانیم کنون
شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی
سوختم سوختم این سوز نهفتن تا کی
جمع اسلام که صیتش بدیار افتاد است حالیا باغم و در دش سروکار افتاد است
آن که در معرکه تاج از سر « قیصر » بربود دست و بازوش بیکبار زکار افتاد است
آن که چون مهر جهانتاب بعالم میتافت خاك ره گشته ، و در راه گذار افتاد است
آن که صد قلعه روئين بيكى حمله کشود حالیا از همه سو خود بحصار افتاد است
دست و سر پنجة آن شیر ژیان رفت زکار تهمتن در تنگ چه آمد و خوار افتاد است
آن که در پیکر صد مرده همی جان بدمید هست بر بستر بیماری و زار افتاد است
آن غز یزیكه جهانش همی داشت غزیز حالیا خسته و آواره وخوار افتاد است
مرغ خوش زمزمه را کار بصیاد افتاد دا من شاهد گل در کف خار افتاد است
می نه بینی که نژاد عرب و آل لوي خوار و سر گشته بهر شهر و دیار افتاد است
دست هر سفله بغار تگریش گشته دراز همجو بغداد که در دست تتا رافتاد است
ورق دفتر عباس بتاراج برفت اختر فاطمیان خود زمدار افتاد است
کار وان رفته و اندازه جاهش پیداست زان نشانها که بهر راه گذار افتاد است
آسمان از حرکت مانده واختر زمدار مهر گم گشت و جهان تیره و تار افتاد است
وين عجب بین که باین فتنه و آشوب بلا هر کس از ما بهمان خواب وخمار افتاد است
سنگ میبار دو در خواب خوش اند اهل حصار رخنه ها در کمر و پاي حصار افتاد است
علما را همه پیکار و نزاع ست ، كزو آتش فتنه بهر شهر و دیار افتاد است
امرا را که بود نیروی ما ازدم شان کار با بر بط و رود و دف تارا فتاد است
٥٦٥
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
