Machine transcription
شماره (ششم) سال دوم بشر (۳۳)
(بشر)
از طبع ادیب دانشمند کابل
قاری عبدالله خان
بشر بدیعه بیمثل عالم صنع است
کلید راز دو عالم بدست او باشد
بدرسگاه کمالش فرشته زد زانو
ذره تافلك گر بغور وا نگری
رئیس معتبر کارخانه صنع است
بجهل و علم و گمان و یقین و عقل و سفه
چو روح او نتوان یافت نسخه جامع
خمیر پیکر او گرچه خاك تیره بود
بشر بود که برآورد بولهب از بین
بشر بود که کند دعوی خدائی پیش
بشر بود که کشد نعره های آمنت
بشر بود که کشندارۀ دو سر بسرش
بشر بود که کند گم زسفلگی خود را
بشر بود که جهان زنده میشود بدمش
و گر بخلق دم او فسون ریو دمد
بشر بود که بتعمیر ظاهری و باطن
بشر بود که شودکاشف رموز یقین
بشر بود که جهان قدرتش مسخر کرد
بشر بود که شود بیگمان خلیفه حق
که کائنات ندارد نظیر او اصلا
که داده اند باو قابلیتی بسزا
که تا ازو شنود سر علم الاسما
نظیر او نتوانی بذره بین پیدا
فرشته را نرسد هم برتبه اش دعوا
بعزو ذلت و نازو نیاز و فقر و غنا
چو جسم او نتوان دید لوحه اعلا
همیشه رابطه دارد بعالم بالا
بشر بود که برانگیخت خواجه دو سرا
بکام خویش به بیند چو اندکی دنیا
هلاك خویش چو بیند بو رطه گاه بلا
شود چورهر و تسلیم در مقام رضا
چو در دماغ دهد از غرور نخوت جا
اگر شود نفسش چون مسیح جان بخشا
نماید از دم قتال خویش روح گرا
مکلف است بفرمان ایزد دانا
بشر بود که شناسد حقایق اشیا
ولی سرشته عجزست طینتش قطعا
اگر نهد سر فرمان حضرت مولا
٥٦٢
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
