Machine transcription
شماره (ششم) سال دوم مجله کابل (۲۸)
که دید است مشك مسلسل زره سای که دید است ماه منور زره ور
بمشك اندرش تیرو بهرام و زهره بماه اندرش سوسن و مشك و عبهر
دو یاقوت خوانم لبش را نخوا نم که یا قوت را کی بود طعم شکر
بنزد من آمد کر بسته روزی یکی جامه پوشيده يك رنگ اخضر
مرا گفت ای کوفته راه دانش سفر کرده و گشته گیتی سراسر
نگوئی که این اهل معنی بدنیا مسافر نه اندر جهان نه مجاوز
بدو گفتم ای سرو سیمین ندانی که رنج سفر مان ازانست رهبر
که در چرخ ساکن ز انجم بسی اند ز رفت مسافر بود حكم اختر
ز شاهان و از خسروان زمانه چه آن کز مقدم چه آن کز موخر
چو محمود خسرو نبود و نباشد سفر پیشه شاه و سفر کرده بی مر
گهی سوی جیحون رود چون فریدون گهی سوی ظلمت رود چون سکندر
گهی تخت جیپال بر در بدارد گهی چتر خاقان بیاویزد از سر
گهی رایتش را پری روی بینی امین ملك خسرو هفت كشور
یمینی که اندر یمینش یمانی امان داده اسلام را تا به محشر
مسرور طالقانی یاخراسانی:
عوفی اسم او را ابوالفضل مسرور ابن محمد طالقانی نوشته و از شعرای در بار محمودی دانسته است صاحب مجمع الفصحا می گوید که از در بار محمودی بمسعودی رسید، بهرحال جز يك قصیده که در مدح وزیر سلطان محمود خواجه احمد ابن حسن میمندی سروده است دیگر اشعار او را تذکره های فارسی سراغ نداده اند و تاریخ وفات او نیز معلوم نشد.
نمونه کلام :
چونا پدید شد از چشم چشمهٔ روشن دراز گشت شب دیر باز را دامن
بروی گنبد گردنده برشدند پدید ستارگان قوی قوت بدیع بدن
چو تیغ باختر افرا خته نمود هلال چو هفت فندق سیماب رنگ نجم پرن
مدبران فلك بر فلك چو هفت ملك نهاده روی بتدبیر زی ده و دو و طن
٥٥٧
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
