Machine transcription
شماره ( ششم ) سال دوم مجله کابل ( ١٤ )
فتح کابل
قصيدة ( ٢ )
از طبع جناب سردار عزیز الله خان
در چمن تا گشت بالا رایت ابر بهار شاه فرور دین کشید از لشکر سرما دمار
زهره برف از نهیب هیبت او آب شد گشت چون نزديك بستان شاه خوشبخت بهار
زاغ اندر طرف بستان کامرانی می نمود این زمان بلبل حکومت میکند در مرغزار
میدود اندر رکاب نصرت او پیش پیش سنبل و سوسن بنفشه لاله و سرو و چنار
بسکه زد جوش طراوت جمله کابل زمین خلعت گلدوز پوشید اژدهای کوهسار
شکر میگویم که جای نوحه زاغ سیاه در گلستان گشت بر پا بانگ چنگ هزار
شاه گل آمد بتخت گلستان شد جا گزین خیری و نسرین بدور ش ایستاده بنده وار
نرگسك آمد بکف بگرفته قرطاس و قلم گشت او دیوان انشای چمن را عهده دار
در سپاه بوستان از بهر دفع دشمنان سرو شد رایت فراز و سبزه شد خنجر گذار
ابر گوئی بحر عمان دارد اندر آستین کرده بر فرق عروس بوستان لولو نثار
بسکه شبوی طلائی در چمن افگنده رخت طاق بستان کرد نقاش طبیعت زر نگار
غنچه خندان ز لعل گلرخان باشد مثال میدهد یاد از دل خونین مشتاقان انار
گوئیا گشته مقابل با رخ خوب کسی میزند جوش لطافت موج آب از آبشار
میزند از بس طراوت جوش طرف بوستان کز دماغ میکشان رفته است اندوه خمار
با چنین فصلی نشاید ساخت با کنجی خمول سیر کن در طرف بستان با نگار گلعذار
لعبتی کز رشک رویش گل بگلشن تر شود پیش بالای بلندش پست سرو جوی بار
عارضش گل سرو قد سیمین تن و نسرین بدن کاکل عیار او برهمزن مشک تتار
گفتمش ای دلبر مهروی بی پروای من ای ز روی چون گلت در سینه ام بشکسته خار
شام وصلم از جمال نازنینت روز عید روز هجران بی دوزلف عنبرینت شام تار
٥٤٣
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
