Machine transcription
شمارهٔ (پنجم) سال دوم
تربیت اطفال
(٥)
ولی ازین بیخبر اند که دماغیکه دارای تخیل ضعیف باشد گاهی صحیح و درست نمیشود ونه
هیچگاه تخویف و ترغیب ذریعهٔ نیکی میتوان شد، مردان صالح از رهگذر خوف و هراس
گاهی نيك نشده اند بل اوصاف حمیدهٔ فطری ایشان را در عالم تخیل و دنیای عمل غلبهٔ
حاصل است، جهت صلاحیت بشری به اولاد چنین تعلیم لازم است که خودش بربازوی
خود اعتماد کامل نموده و بر پای خود ایستاده شود ومتکی بغیر نگردد .
تصور مهیب تخیل بچه را پست کرده ترقیات بشر یرا مسدود و او را برای همیشه ازترقیات
حیات محروم میکند ، و از همه زیاده تر بترغیبات بدی مطیع خواهد شد ، البته اولاد خودرا باید
به تصورات وجودهای نيك خیالی ، افسانه های مفید ، حکایات شیرین و پاکیزه رهنمون شد
تا در نتیجه حیات آتی او بصورت انکشافات جدیده ظاهر شده اورا يك جوان جدت پسند
ترقی پذیر بادماغ مصلح موجد ومخترع بميدان كشد ، اینگر نه پرورش و تعلیم در آوان
شباب دماغ بچه را جانب تلاش وجستجو میلان داده صاحب ایجاد و انکشاف میسازد زیرا
تصورات او از آغاز نامعلوم را معلوم ونایافته را در یافته میخواهد یقین کند بنا برین
اینچنین قصص و روایات فرضی مفید بصورت رومان یا بشکل تمثیل یا افسانه های خیالی
جهت این مطلب سود مند ونافع میباشند .
بمساعی اولی و کوششهای ابتدائی بچه ابداً نخندند بلکه درینوقت توجه او را جانب
حسن و دلفریبی اشیای حقیقی و واقعی منعطف سازند ، بچه ها بالطبع بدون اخطار مابین
حسن و قبح تفریق نموده و خود بخود نظر به میلان جانب حقیقت بازیهای مناسبی انتخاب
خواهد نمود ، درینوقت بازی های عجیب و شغلهای بهتر را برای بچه باید فراهم کرد تا بآن
، قوت تخیل ، خود را صرف نماید و تخیل او با لتدریج ترقی یابد ، بنابرین تولید تخیل مفید
يك چیزیست که دماغ و اذهان را جانب کارهای حیرت انگیز و صحیح متوجه میکند .
تخیل مفید دماغ را صحت داشته و رفعت خیال را تولید میکند و دماغ را جانب کارهای
شگفت آور حیرت انگیز وحقیقی میبرد و طفل در آتی مصدر کشائش مبهمات بزرگ
و عالی واقع میگردد .
هر عمل تخیل که صحیح باشد مخیله را جلا داده وصورت عمل تعمیری و مفید را اختیار
٤٣٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
