Machine transcription
( ٥١ )
شماره ( چهارم ) سال دوم
سلطان محمود زابلی
وفزع كه بدو رسید فراموش كرد وچون از پیش محمود باز ( ورق ١٢٤ ب ) گشت یادش
آمد ، بدست كس خویش بفرستاد وعذر خواست و باز گشت و چون روز دیگر بود
امیر محمود رحمة الله بفرمود تا خیمهٔ بزرگ از دیبای منسوج بزدند و كار بساختند میزبانی را
ورسول فرستاد و مر قدرخان را مهمان خواند .
صفت مجلس ومهمانی - وچون قدرخان بیامد بفرمود تا خوانی بيا راستند هر چه
نیکوتر و امیر محمود رحمة الله باری بهم دريك خوان نان خوردند وچون ازخوان فارغ شدند
بمجلس طرب آمدند و مجلس آراسته بود سخت بدیع از سپر غمهای غریب ومیوه های لذیذ
وجواهر گران مایه ومجلس جامهای زرین وبلور و آئينهای بدیع ونوا در چنانجه قدرخان
اندر آن خیره ما ند وزما نی نشستند وقدرخان شراب نخورد از آنچه ملوك ما وراء النهر
را رسم نیست شراب خوردن خاصه آن ملکان ترکان ایشان ( كذا ) و زمانی سماع
شنیدند و برخاستند پس امیر محمود رحمة الله بفرمود تا نثاری كه بایست حا ضر كردند
از اداتهای زرین وسیمین و گوهر های گرانمایه و طرا يفهای بغدادی وجا مهای نيكو
وسلاحهای پیش بها واسپان گران بها باستامهای زرین وبمصای مرصع بجواهر وده ماده فیل
باستامهای زرین و بعصا های مرصع بجواهر ، اشتران بردعی با هراها بزر وهود جهای
اشتران باكهرها وماههای زرین و سیمین وجلاجل وهود جهای از دیباج منسوج و نسج
وفرشهای گرانمایه از محفور بهاء ارمنی وقالي هاء اويسي ( ورق ١٢٥ آ ) وبوقلمون ودستهای
منسج و منسوج وطبرهای معلم مور و تیغهای هندی وعود قمارى وصندل مصغري وعنبر
اشهب و گوران ماده و پوستهای پلنگ بر بری وسگان شکاری و چرغان و عقاب شكوه داده
بر کلنگ و آهو و نخجیر ومرقدرخان را با عزاز و اكرام باز گردانید و او را لطف بسیار
كرد و عذر خواست و چون قدرخان بلشکر گاه خود رسید و آن چندان چیز از طرايف
و متاع و سلاح و مال بدید متحیر گشت و ندانست كه مکافات آن چگونه کند پس بفرمود
خزینه دار را تا در خزینه بگشاد و مال بسیار بیرون آورد و بنزديک امير محمود فرستاد
با چیز های که از ترکستان خیزد از اسپان نيك باثار و آلت زرین و غلامان ترك باکمر
٣٧٦
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
