Machine transcription
( ٤٠ )
شماره ( چهارم ) سال دوم مجله کابل
مگر امسال ملك باز نیامد زغزا
کاشکی چشم بد اندر نرسیدی به امیر
رفت و ما را همه بیچاره و درمانده بماند
آه و دردا كه بيك بار تهی بینم ازو
آه و در دا که همه برهمنان همه هند
وای و دردا که کنون قیصر رومی برهد
میرمی خورد مگر دی و بخفت است امروز
دهل و کوس همانا که همی زان نزنند
ای امیر همه میران و شهنشاه زمان
خیز شاها که رسولان شهان آمده اند
خیزشاها که جهان پر شغب و شور شده است
خیز شاها که پدیدار تو فرزند عزیز
که تواند که برانگیزد ازین خواب ترا
خفتن بسیار ایشاه که خوی تو نبود
سفری داری امسال شها اندر پیش
شعرا را بتو بازار بر افروخته بود
دشمنی روی نهاده است برین شهر و دیار
آه ترسم که رسیده است شده زیر غبار ؟
من ندانم که چه درمان کنم این را و چه چار
کاخ محمودی و آن خانه پرنقش و نگار
جای سازند بتان را دگر از نوبه ( بهار )
از تکاپوی بر آوردن برج و دیوار
دیر برخاست مگر رنج رسیدش ز خمار ؟
تا نخسپد خوش و کمتر بودش بر دل بار
خیز و از حجره برون آی که خفتی بسیار
هدیه ها دارند آورده فراوان و نثار
شور بنشان و شب و روز بشادی بگذاز
بشتاب آمده بنمای مراو را دیدار
خفتی خفتی کز خواب نگردی بیدار
هیچ کس خفته ندیده است ترازین کردار
که مران را نه کران است پدید و نه کنار
رفتی و با تو بيك باره برفت آن بازار
خسروی سرخسی :
اسمش ابو بکر محمد ابن علی خسروی و مولد او سرخس هرات است عوفی او را حکیم میخواند صاحب سخن و سخنوران میگوید خسروی نخستین شاعر است که افکار فلسفی را با خیالات شعری مخلوط ساخت و بعد از و این طریقه پیروان بسیار پیدا کرد و شامل قسمت مهمی از اشعار فارسی گردید خسروی از شعرای آل زیار و با شمس المعالی قابوس مقتول ٤٠٣ وصاحب بن عباد ( متوفی ٣٨٥ ) معاصر بوده است و از شعرای معروف و مقتدر عصر خویش محسوب است و از اشعار او مقدار بسیار قلیلی باقی است .
٣٦٥
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
