Machine transcription
( ١٧ )
يك شب در پغمان
شماره ( چهارم ) سال دوم
اینکه اگر نظریات بیدل امروز بطور شایانی در دنیا معرفی شود ، با اشخاصیکه خود را
درین موضوعات دانا و یا فیلسوف معرفی کرده اند نام ایشان در مقابل او از جریده عالم
بر داشته خواهد شد ، بلکه همه پیرو و شاگردان دبستان او خواهند بود ، خصوص در علم
روح یا روان شناسی که در عصر حاضر نو ظهور کرده است .
( يك شب در پغمان )
بقلم آقای حبیب الله خان طرزی
شب است ، در مقابل دریاچه قشنگ نشسته ام و چشمم بر صفحات اشعار منتخبه الفرد
دو موسه دوخته مانده چراغ كوچك مطالعه بر ميز كو چك پيش روی من با نور زرد گون
خود میسوزد و يك حصه صفحات کتاب را روشن میدارد . اگر چه چشمم بر يك پارچه
از زیبا ترین اشعار این شاعر « الوداع سوزان » افتاده ولی خیالات من بسیار دور در کنج
و کنار عالم تخیل پویان است .
هوای سرد شب بلطافت مخصوصه خودش میوزد ، شفق سفیدی در نتیجه غروب
آفتاب کناره های جبال سهمگین را روشن میداشت ، رفته رفته سیاه میشود . شر شر آب
برسنگها موسیقه لطیفی دارد که زنگ دل را می برد و حرارت و تعب روز را بفسون کافوری
خودش می رباید . رایحه گل و سنبل از میان شبنمها فلتر شده مشام را معطر و تازه میدارد
سکوت و سکونت عمیقی در تمام دره حکمفرماست . در یچه های روشن عمارات بعضی از
اوراق دور و نزديك اشجار را روشن ساخته ما نند تیرهای نور تراکم اشجار را میشگافد .
من و میز كوچك و كتاب ، تنهایی و عالم خاموشی ، خیال گاهی بمطالعه میگراید و لحظه
یادگار های جوانی و تلذذ از اشعار زنده کائنات رجوع میکند ، چشم بر سطر اولین شعر
می افتد و بدون احساس و ادراك الفاظ دوباره بر آسمان و ستاره گان شسته و پاك منعطف
٣٤٣
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
