Machine transcription
شماره (چهارم) سال دوم
مجله کابل
( ١٦ )
زمانه های کهن و یادگار عصر قدیم ، وظرف هستی ما از چیزیکه هستیم تماماً مملو ولبريز است . »
پس از يك سلسله منطق شور انگیز او الفاظ ذیل می آید و در اطراف آن چندین مباحث خوبی ظاهر است : - « کاینات جز تجلی حسن دوست چیزی دیگر نیست چه که من اصطلاحی هستم عارضی (که جهان نیست جز تجلی دوست - این من و ما همان اضافت اوست) بحر بیکران بخشش تو موج میزند ، و يك آواز وحشت ناك بلند میشود ، خوب است اما در همین حال يك طوفانی هم موجود است - با اینکه تو از من رمیده و نقاب هجران بر رخ كشيده ، مگر من از دیدن تو خورسند میشوم ، نزديك است که آرزوهای من پر و بالی به هم رسانده ، دنیا را ته بال خود فراگیرد ، و شاید ترا در ان وقت مانند قطره آبی که بدون بحر شناخته میشود خوبتر خواهم شناخت ، خوش میشوم وقتیکه از من می پرسی دات چگونه است ، زیرا می بینم صدها نظر متجنس را که میخواهند از حال بیدل آگاه شوند ولی من بیدلم از من خبر دل مطلب ، دلدار توئی پیش تو خواهد بودن . »
بیدل حیثیت انسان را قرار ذیل ثابت میکند : « این مشت ضعیف خاك در دل آسمان جا دارد . و این رفیق روح قوي بلكه دوست تمام ارواح ، در هرجا بدون دوست بوده و خواهد بود . » در تمام ادبیات فارسی ها يك بيت بلکه هیچ یافت نمیشود که راجع به غیاب موثر باشد بیدل در حیات تنهایی خود میگوید : « در ساحل این دنیا مانند يك خط ساده امرار حيات ميكنم ، اي خدا باین مردنی که من می میرم هیچکس نمرده و نمی میرد ، یعنی زندگانی بدون دوست . » و شاعر بزرگ این سخن را هم میداند که زحمت وشکایت لازم و ملزوم يك ديگر است.
نظریۀ بنده راجع بترجمه وشرح افکار بیدل آن است که غالب اشخاص که تا یکدرجه بنظریات این نابغه اطلاعی یافته اند حیرتی نموده از و تقدیر کرده اند و بلکه او را پیشوا قرار داده اند .
اما اینکه رویه و اسلوب اشعارش بفن شعر و زبان فارسی موافقتی داشته یا نداشته یا فارسیها نقصانی باشعار او می بینند اظهار نظریه از وظیفه انجمن است ولی در خصوص
٣٤٢
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
