Machine transcription
صفحه (١٦) سال اول ـ مجله کابل شماره (٣)
گاهی بود به پله قدرش وقار کوه سنجیده اند لنگر کوه و وقار علم
سرسبز میکند چو چمن فیض نوبهار جاری بهر دیار که شد چشمه سار علم
خوشبخت ماتی که بغواصی طلب آرد بچنگ گوهر فیض از بحار علم
بوده است عیش و عشرت عالم زعالم و فضل عبید و برات نیست چو لیل و نهار عام
تا باخبر شوی زحقائق بعلم کوش پنهان هرچه هست بود آشکار علم
گردد علم بجمله عالم چو آفتاب روشن دلی که یافت بدهر اشتهار علم
یاجوج جهل نشکندش تا بروز حشر سد سکندر آمده روئین حصار علم
تاثیر زشت جهل بود از قرار عقل در سینه گر دلت نبود بیقرار علم
علمت کند بهر دو جهان سعد و نیکبخت باید بروزگار گزینی شعار علم
جهل سیاه روز نشاند بخاک مرگ گیرد اگر بدست کسی ذوالفقار علم
فرمانروا بود بجهان عرش تا بفرش دارد جهان بزیر نگین تاجدار علم
سیم و زرت چه سود نماید بحال جهل دارا ئیت خوش آنکه نمائی نثار علم
در وی نکرد رخنه خرابی بهیچوجه در دهر هر بنا که بود استوار علم
خم میکند زبار ندامت به پیریت گر در جوانیت نکنی کار و بار علم
وقت از برای علم مقرر نکرده اند آری نکرده اند بوقت انحصار علم
علمت اگرچه پیش بود بیشتر طلب باید کشید تادم مرگ انتظار علم
خواهی که بر کنار نشینی ز حادثات اینک بیا بیا بنشین در کنار علم
کمتر ز گردگان شمرد گنبد سپهر عالم ندیده است هنوز اقتدار علم
در پرده خفاست چها و چها هنوز کین علمها کسی ننهد در شمار علم
صورت پذیر کی بود از اقتدار جهل نقش شگرف خامه صورت نگار علم
گلنها دمد سراسر صحرای سینه اش در هر دلی که ریشه کند خار خار علم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
