Machine transcription
شماره (سوم) سال دوم شعرای افغان (٤٥)
موجود است و آن را بنام نوح بن منصور (٣٦٦ - ٣٨٧) ترتیب داده و ازین قرار
تا اواخر قرن چهارم زنده مانده است و از اشعارش مقدار کمی باقیست نمونه سخن:
نبیدی كه نشناسی از آفتاب چو با آفتابش كنی مقترن
چنان تابد از جام گوئی که هست عقیق یمن در سهیل یمن
انگشت را زخون دل من زند خضاب كف كرد بلاء تن و جان هر كس است
عناب و سیم اگر نبود مان روا بود عناب برسيكة سيمين او بس است
معروفی بلخی:—
اسمش ابوعبدالله محمد ابن حسن و تخلصش معروفی از قطعه که در مدح امیر رشید عبدالملك
بن نوح بن نصر گفته و سلطان مزبور از سنه ٣٤٣ تا ٣٥٠ سلطنت داشت معلوم می شود
كه از شعرای آل سامان بوده است .
نمونه سخن :
قطعه كه در مدح امیر موصوف ساخته است .
ای آنكه مر عدورا صبری و حنظلی وی آنكه مر ولی را شهدی و شكری
آنجا كه پیش بینی باید موفقی وانجا كه پیش دستی باید مظفری
این دل مسکین من اسیر هوا شد پیش هزاران هزار گونه بلا شد
حکم قضا بود و ین بدلم بر محكم از ان شد که یار یار قضا شد
هر چه بگویم زمن نگر که نگیری عقل جدا شد زمن كه یار جدا شد
رابعه بلخی :—
از شعرای آل سامان و معاصر با رودکی بوده است بقول مجمع الفصحا از ملك زادگان
بلخ است و پدرش که موسوم بكعب و در اصل از اعراب است در بلخ و قزدار و بست
و حوالی قندها ر و سيستان كامرانیها نموده و رابعه که بزین العرب معروف است اول
زنی است که بزبان فارسی شعر گفته و در شعر فارسی نهایت قدرت داشته و احوالش بطور
مبسوط در خاتمة نفحات الانس حضرت جامی در ضمن نسوان عارفه مسطور وهم در یكی از
مثنویات شیخ عطار مجملا از حالات او نظماً مذکور است و همچنین سوانح زندگانی او را
٢٥٣
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
