Machine transcription
شماره ( سوم ) سال دوم مجله کابل ( ٣٤ )
حسن تخیل من شکل اختیار نموده بر حیرت ما چرائی این کیقستان تبسم آباد خندان است سحر پغمان يك لحن معطر است كه تنها لمس شمیم آنرا خوشبو میتواند ، يك موسیقی رنگین است كه کیفیت نغمه آنرا تنها بصارت ذائقه میکند زیرا سحر نگیتیست قابل دید ، نوریست قابل لمس ، خلقتیست كه در چشم اورعنائی تبسم وحسن نغمه مضمر است وجودیست كه از خوشبوئی رنگین و تعطر شیرین حیات معمورست ـ و نرمی شفق يك معجریست كه از دره تا کوه را در مرمرین حصاری فرا گرفته ـ حیف است كه چشم جمال سحر را در فضای پغمان نبیند وقتیكه تمام کائنات برای ملاطفت این سکون بیقرار میباشد وقتیكه آبشارها بانوا سنجی مرغكان زمزمه سنج نوش سامعه وقوت روح گردیده طلسم سکوت این دره جمیل را درهم می شکند .
امواج سحر كه درخشانی ماه گلناری شفق و سرخی خورشید در آن محلول است مثل زنجیر شیر و شکریا مار نقره فامی در پیچ و تاب آمده بر فرش زمردین رقص بیتانی میکند یا شعاع لرزان نور در جویبارها غوطه میزند ـ قطرات شبنم در غنچه های نودمیده ماننداشك در چشم ، مرواری در صدف ، الماس درافسر ، نگین درحدقه ، تبسم درلب ، ونور درعذار میدرخشد .
درین حسن سفید ، درین تقریب مسرت آفرین درین صبح تماشا گلبرگهای نسرین را در دامن سحر پراگنده دیده گفتم « مگر باغبان قدرت تمام یاسمن زارش را يك وقت نثار کرده ، یا امواج گل است كه درین وادی قشنگ ودره جمیل برای غسل شبنمی سرهم ریخته یا داعیات محبت قلب است كه از سحر ترانه ملکوتی تجسم نموده با تنفس نورانی وحالت سریع السیر وجدانی شهپرهای نورانی گسترده به گلگشت پغمان سعی فرود آمدن دارد » .
جوهای شفاف وچشمه های سیمابی از کنج و کنار هر باغ وراغ مثل يك چشم محبت مسکن ازنور بهجت وانجذاب حسن لبریزاست فواره های سیم اندام پری تمثال روی خود را در آئینه آب می بینند . یا گل اندامان نازك مزاج اند كه از نزديك به شهپرهای ملائکه واز دور به سروان سفید اندام می مانند ـ یا اسپان پری پرواز عراده « کلوب استور » را بردوش بسته پران پران می برند واین الف قدان عنان گسیخته در مستانه جوشی خود بردو پا
٢٤٢
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
