Machine transcription
شماره (دوم) سال دوم
افغان در هندوستان
(۷۷)
استنکاف ورزیدند ناصر الدین قباچه غوری در نواح ملتان واو چه وبکگر اعلان استقلال
نمود و سر داران غلجائی در بنگاله دم از خود مختاری زدند لهذا رؤسای پایه تخت در صدد
جلو گیری از تجزیه امپراطوری بزرگ برآمده ارامشاه را خلع و ملك شمس الدین غوری
را که دا ما د قطب الدين ا يبك و حکمران بداون بود در دهلی احضار و بصفت شهنشاه
هند و ستان قبول نمودند .
خاندان شمسیه :
ملك شمس الدین که در دربار قطب الدین مشہور به آلتمش و یکی از اقارب و مامورین صمیمی او بود
بکثرت تجارب و صفات زمامداری متصف و چندی حکومت گوالیار و بعد ها از بداون داشت
و در سال ۶۰۷ هجری قدم بسر یر سلطنت گذاست و ٢۶ سال با نتهای کیاست و سیاستمداری
حکومت نمود، شمس الدین در حین آنكه يك پادشاه عادل و مدنيت پرور بود يك نظامى مجرب
نیز محسوب میشد و غالب عمر او در محارب بسر رسید و از انجمله است حرب تر این در سال
۶۱۲ که تاج الدین یلدز غوری پادشاه غزنی و پنجاب را مغلوب و محبوس نمود و در سال
های ١٤ - ۶۱۵ در کنار آب چناب با ناصرین قباچه غوری شهریار ملتان و سند رزم داده
او را مغلوب و متعاقباً منقرض نمود ، و در سال ۶۲۲ حکومت غلجائي افغان را در لگنپوتی
و بهار مطیع اوامر پایه تخت دهلی ساخته باین وسیله دوباره بتوحيد اداری و سیاسی شهنشاهی
عظيم هند افغانی نائل و کامیاب گردید . شمس الدین در سال ۶۱۸ جلو هجوم جلال الدین
خوارزم شاه حریف فراری چنگیز خان را در هند گرفته و او را مجبور بفرار جانب سند
نمود و در سال ۶۲۴ قلاع مندو وعلا قهای سوالک را مسخر نمود فاضل معروف امير روحاني
این فتوحات مشعشع او را استقبال کرده و منجمله گفت :
خبر باهل سماء برد جبرئیل امین
زفتح نامۀ سلطان عهد شمس الدين الخ .
شهرت شهامت و عظمت مقام سلطان شمس الدین خليفة المسلمين را وادار نمود در سال
۶۲۶ توسط هیئت سفارت عرب جامۀ سلطنت در خدمت او ارسال نماید .
شمس الدین در سال ۶۳۱ ولایت مالوه را فتح و بتخانه های سه صد سالۀ آنرا تخریب
اصنام را در برابر دروازۀ جامع دهلی بخاك فرش نمود و خودش در سال ۶۳۳ در پایه تخت
۱۹۷
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
