Machine transcription
شماره (دوم) سال دوم
باز وطن
(۲۳)
ادبیات
باز و طن
والحمدلله رب العالمین
بقلم فاضل محترم آقای عبدالهاديخان داوی
برای اولاد مکاتب
نو وارد وطن شده ام، در اورسی فراخ سراجۀ خود نشسته ام احدی هم نیست قلۀ با وقار آسهمائی از پشت دیوار بلند پخسه ئی همسایه بین نگاه من و دامن غربی آسمان کابل سد میکشد، آفتاب غروب کرده وشعاع آن بعضی ابرهای پارچه پارچۀ خفیف را رنگ سرخ داده بود حالا نارنجي گردانیده است، بعضی سیاه دل ترهارا تغیری نداد.
جو زاست نسیم گوارای دیگرانه دست التفاتی برویم میکشد، چارم ماه است وماه بعبارت لطیف جامی رح مانند کشتی زرین در بحر نیلگون نامتموج حریان بی تکان دارد.
در مقابل ابرها چارتائی پنج دانه ئی شش دانه شهبازها که مثل نقاط سیاه دیده میشوند حرکت میکنند، آه از مناظر مخصوصۀ وطن، از مناظر عالیۀ وطن! مثل تمام جوانان بی سبب مغرور کابل این شهبازها هم مگر درینوقت تفرج میکنند، البته این بلندی نهایت زیاد، این چرخ زدنها این بهم نزدیک شدنها و پس دور گردیدنهای اتن مانند شان، حرکات مسرورانه است نه شکار جویانه.
۱۱۶
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
