Machine transcription
( ٥٢ )
بس باطل» و مهر نور توجب بخشند. « در مهمانخانه شهور بامصار استقرار جهان اسکان ان نعم مجرا
جهت ورسه دوان عالم عصر می آفاق قاف تاقاف کشیده ، کریمی که حریم انس بلو به خواران دار بجا نشان
وم دهم ما نور سمانو هویی سنبله و دریا در طباع خانه مشارق و مغارب به مسکون آن
وجد می حوت و دوان ان برشو بهمان اسد و ور برمان کردانیده، برجبی هوالذِي أَرَدَ لَكُمْ فِي
التيار يتروكر مايق حمالا تحصي نهاده . وامين ی که مامی مدنیش بزار دبی» و برفی ناصان
و مصور مبذول، و كمل سكان امصار و قصور انطان وقطار مطار مروف عظمای گرایش یا مشمول. مپان
بی ندای بیه می رواست که سحا بو پر فروع و کشانای عرصه براء و وافسح فضای مرا حل و نباء
مصادق منحنا ابوا السَّمَاءِ بِمَاء منبهرِ وفَرْنَا الْأَرْضِ عُيُونَا فَا لَقَى المَاءُ عَلَى أَمْرِقَد
سید شریان . واراضی تدیف ان مراضی مزار شان عمال با مون و یا با همان افساد و کونین
محوای وانَ لَنا مِنَ المُعْصِرَاتِ مَاء تَجاجاً اخْرَجَ بِهِ حَبَاوَتانا وَجَنَّاتُ لغاباتر با تمام
عام نشاه اب خضر را چشمه ملایم کو مل کا له اردامان و مرکز سا ده و از چشمیه زیز بوادی بنیانی قطار
ار باغ عالم نیشار ماء معین . تبه وان سحاب صیاد شور و شیرین از طول وعرض بین زمیران به
جریان انداخته به وادی انفاس مجمد الم صناف جوان و ناس را کشته زار حاصلاح نمود. و من برا د مهدید
شقی نو و یدا خه که رکن شاع سحرا می رسید هر دانه مطلوبی که انداخته د را فیل با ارادت شترش
رقم خاک برویانده، برکشانش قبالی دارش بقوت امیه رسانید دار بطل را در این مضموان اخر د بوان
شورتون در اند تزرعونه امن جن الزا رعون برآورده، تعالی شه شان جلالت این الله
چه لطف و کمالت این مرایت می دست کرده را برای حد و نذ ر د شاه عالی را علی طو جهان
بود لال در مه د صفت چسان بر کا جز الکن جزد و نا گفت فی و صف امت سره و بد رود و
درود نامحدود شار بار کا ، مقدیس نمون در نزول جز و مسعود صلوات و سلام لا تعد و د بیانا
که هم همیشه از آمار و الا با مداد نشیر خیم
مطهره بطاقت بد وامد اوگرا و بعد شاوی ام
مراوات است تا به شقد نه شود به منزل رسید
حضرت کیمو د پوت مانده اگر از ددای جهان
سفلت حکم خوابه و فر مانی بدانه که رعا بهار دیش
به برود می دایر باش بلکه حیت انحرافی از
کو سیند اکاو شماری بارکری شترانی پوشیدی
و عیال خانہ کا مل تکا لیف در ساحه می دانه
نطلبنه تادیه ماند مرقوم السطور به کا سمر من
به برادران سیمی د نا خوشیده بود می بایت
دارد تو سر حن بنا بر ان بمرتب بست تا در پدربار
در شهر میانه با ختند مضا یقه در سه جو مجهد و عیدانه
موا نظرم به سرور یا محجر محمد حجار افقان
درین است کافته در معیشت ای صوره است
خویشتن بعد داخله غریب پوره و به بیانیه
بدید ن بد کارم د ستیقی و اصر و در دربار
درون نهان سوره می حلوافی در صورتیکه
معده تو بنهاب بخته دار متقین نقد ز یاره میاد
در باطن هم اسلام فما صلوت علیه ر به براد
و غایب دما بر تا بد عبر قلیب د فقر نجی ر یار بود
موافق در ایه در هر سوره به انه تاکه در حالت تار
و خواری در در ما خوی شیشی عرجوده نکنند ان گاه
با ستعداد می عروج کند و عروجش نگذارد، بخدا وند
دیجی و محمد بن ابی و حامد بن زیاد بها دعاء جریده
د اور کا و صلواتیان معلما ان و بعد از محلات
حسنو د خارق عاریه می کشو بخون و د ادلایت او بهر
نجاست می کنند بر پوشن عود است دست می بزدند
با کها، دار می و بیت الخلاء در گند در پی
بستیم میع غیر دی نیا شته وصور ، در گنز در بین
خانها است و سنبل با فرش پاکی کسان و الان مسجد
حاضرت کوشند و الا کار د یوان در رقیب حیات است
تربن نامه تفصل الصلبة کدان نه شق
عاصرین مسعورات بسیار با ته وه د صورتیکان
قبولیت خدار خان می زنده و برای سر حیات خودشان
نصب مقتل د قتی که مفارقه فرمایند الله اکبرنا
تعقبات و نور شمام معبد حه انته ادت انه ترجی
عطریره رعایت بادها بد کر عمت دانه پر رقی و کیکا
ابجد ر حق تصیر دایه در ده بد و یزید بن مهارات
و عمار بن یا سر را در شکنجاب کی اب می کشندند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
