Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
بلی هر روز صحت شان خوب نیست!.
دختر جواب نمیدهد ضابط متأثرانه میگوید:
ستاره من باستاره عمه تان بهیچ صورت آشتی نمیکند مادموازل !..
حق ندارد ؟..
کی میداند ، بلکه داشته باشد !..
گمان میکنید ستاره تان باستاره عمه ام نزدیک نمیشود؟ آیا باین هم ... باید بهم بسازند ؟؟..
مادموازل ! از شما خواهش میکنم باز این مباحث تلخ را تکرار ننمائیم !..
همین مباحث تالم آور! آیا ممکن است ازان بحث ننمایم؟.
این زخم های داغدار آنقدر عمیق است که شما هیچ تصور کرده نمیتوانید !. وهم...
هیچوقت فهمیده نمیتوانید ! فراموش ننمائید که هروقت فرصت پیدا شد مجبور به تکرار نمودن آن هستم و میخواهم در حالیکه کین وحسد میان ما روبه ضعف میرود بتذکار این مباحث خیلی جانکاه آنرا دوباره تازه سازیم .
کاشکی از عمه تان امشب بحث نمیکردم . باز مرا رنجید ، ومتأثر می سازید مادموازل !..
چکنم فاروق بی ! شما خودتان درین باره سخن زدید!
راستی برای چه؟. مقصدم تماماً برعکس آن بود. از حرکات خنك وخشن عمه تان که بمقابل من مینماید خیلی میترسیدم . بهمان اندازه که شمارا بخود نزديك ومشفق می بینم؛ او را همان قدر دور، سرد، خشن و بی انصاف می یابم. ترسم ازین بود که مبادا او باز شمارا بخود کشیده؛ کین شمارا زیاد و آتش نفرت شمارا که بمقابل من آهسته آهسته خاموش میشود دوباره دامن زند. اينك ازین سبب میخواستم که تمام ذکاء و قدرت خود را بيك نقطه تمرکز داده وخود را به او خوب نشان داده و آن خانم بدبخت را بخود نزديك بسازم و میگفتم که او آهسته آهسته خاطره های سابق را فراموش کرده ومرا هم به نظر خوب دیده وعفو نماید ...
پس گمان کرده بودید که مرا از خود ساخته ، فتح نموده و بأعمه ام به مصالحه پرداخته اید! همینطور ؟..
ـ ۷۲ ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
