Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
درین چا چه میکنید؟
دوشیزه جوان چشم های سبز خودرا به تفنگچه که بدست ضابط مثل ذولانه آویزان است دوخته و مثل اینکه در حیات بار اول است كه يك تفنگچه را دیده باشد، بنظر حیرت و نفرت می بیند.
دختر خیلی با خونسردی و با خنده زهر آلودی بجوا ب میپرد از د:
نمی بینید که چه میکنیم؟ ... کوشش میکنیم كه حيات يك هموطن تان را از چنگ مرض مدهش نجات بدهیم.
- افهمیدم!
زمانیکه اردوی ما شهر را ترك ميكردند. این اسیر را برای ما گذاشتند پایش زخم برداشته است. اگر درحال به عملیات آن اقدام نمیکردیم فردا صبح او را مرده میدید.
بعد دفعتاً روی خود را بطر ف اوپراتور دور داد ه و بزبان رومن يك چيز ی میگوید.
شخص ریش دار عینکی با سر خود اشاره میکند...
جوان دیگر هم نزد مریض میرود... ضابط بحال پريشان يك قدم ديگر نزديك دختر رفته و با صدای حزین و خیلی آهسته که شنیده شود می گوید:
عفو کنید، به بخشید ماد مواز ل!! ..
دختر جواب نمیدهد. حتی بطرف ضابط نگاهی هم نمیکند.
در حالیکه بدستش يك ململ تر است آهسته آهسته نزد مريضی که در بالای میزعملیات افتاده است میرود. بعد با محبت و شفقت دست خود را بر پیشانی پر حرارت مریض گذاشته و آهسته آهسته آنرا مالش میدهد و به دلداری او می پردازد.
چشمهای ضابط برای لحظه خیره می شود ولی هیچ نمیگوید...
در اطاق سکوت قطعی حکمفرماست غیر از صدای بعضی آلات جراحی و آواز خفیف بوت های لاستیکی دیگر چیزی شنیده نمیشود. شخص عينكي ريشدار و قد بلند بطرف مريضی که چشم های خودرا بحال دهشت باز کرده است می روند... بعدازان با سر خود اشار ت میکند بزبان رومن چیزی بدختر می گوید... بعداز يك دقيقه دختر فوری آله راکه
_٥٣_
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
