Machine transcription
عشق ووظیفه یا شب اخیر
تصادفی که هیچ انتظار
برده نمی شد!.
در باغچه که چهارطرف آن با درختهای سرو مستور است بنای دو منزله بزرگی
بنظر میرسد!
اینجا شفاخانه عسکری شهر ابرایئل است. در پیش روی دروازۀ اول شفاخانه يك
تولگی عسکر ترك در انتظار هستند..
در این باغچۀ بزرگ که از چهارسمت عمارت را احاطه کرده سبزیجات وانواع گلها
ودرختهای كوچك وراهای منحنی آن درزیر برف مستور شده است !... دردهن دروازۀ
دوم شفاخانه بعض اجسامی درحرکت دیده میشوند.
- يك صدا:
- چاوش بایست !. کاپیتان می آید..
عسکری بوضعیت منظم ایستاده هستند. چاوش پیش میرود. رئیس بلدیه هم در پهلوی
كاپيتان ديده ميشود.... در بين ضابط وچاوش سخنان ذيل رد وبدل میشود :
- داخل شفاخانه رفته بودید؟..
- خیربقرارامرشما انتظار کشدیم !..
- کسی هست؟.
- درعقب پنجره ها سرها بنظر میرسد.
- در این مملکت عادت وخوی ظاهری شان همین است...
ضابط يك مراتب اطراف خودرا از نظر گذشتانده میگوید:
- درحال اطراف شفاخانه را محاصره نمائید !.. من داخل شفاخانه میشوم.
بعدازچند قدم روی خودرا دورداده نفر همراه خود را به آمدن اشاره میکند. همرای
رئيس بلديه آهسته آهسته اززینه های سنگی بالا میروند.... يك دروازۀ کلان آئینه داررا
باز کرده داخل میشوند بازيك چند زینه های سنگی ويك راهرو... آنها پیش میروند.
-٥٠-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
