Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
دست راست ضابط بطرف پائین آویزان و شور میخورد. . . تمام دستش قرمز رنگ ...از بین ناخنهایش يك خون سرخ تیره بروی تخته ها می چکد.
- كاپيتان من ! زده شده ايد ؟..
چـاوش تلاش مكن !
پوست بدن ضا بط در حال جـستن است .... در رویش خط ها ی زرد و عمیقی پیدا شده بود ....
- بيا ئيد اولا بمن كمك نمائید تا درین جا بنشینم !... عسکرها ضابط را بالای کوچ می نشانند .
ضابط :
- چاوش ، در حال چاوش صحیه را بخواهید !
یکی از عسکرها میرود ... چاوش در بين يك هیجان بزرگی می لرزد، چشم هایش از حد قه خار ج گـردیده رویش چو ن هلا ل ز ر د گـشـتـه نفس ز نـا ن حرف میزند:
- كاپيتان من ، از زخم بسیار خون می آید.در حال کرتی ضابط را از تنش بیرون میکنند. و آستین پیراهنش را آهسته آهسته بالا میبرند زخم معلوم میشود بيك جای نزدیک بازویش که گوشتهای سیاهی اطرافش را احاطه کرد . سوراخ سیاهی دیده می شود . بهر شور خورد ن و حرکت بازو خو ن قرمزی مانند نوار ی جاری میگردد . . .
کاپیتان من ، گلوله در داخل نمانده است ؟
گمان نمیکنم ، اما خیلی درد میکند.
آیاهمراه يك پارچه ململ پاك بسته کنم ؟
چاوش در حال باطراف خود يك نظر می اندازد. بطرف راست دختری را در بالای کوچ که بحالت پریشان افتیده و چشمهايش بيك نقطه دوخته مانده است ، میبیند. صدای دندانهایش را میشنوم، در حال سر خود را دور داده:
- كاپيتان من ، یکدقیقه بازوی خودرا حرکت ندهید ...
در حال از جای خود خیز زده نزد دختر می آید، دختر با ينكعالم ترس خود را
ـ ٢٣ ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
