Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
بمقابل عسکر ترك سلاح بکشد اعدام می شود اما من وظیفۀ خود را سوء استعمال کرده و این جر م را نگاه میدارم . مثلی که هیچ ندیده باشم نکنید بمن باور کنید! ... درین کار همۀ ما بیگناه هستیم ، گناه از ما نیست ، از طالع ماست ! ...
ضابط در آن حال میخواست یکقدم بدختر نزديك شود دختر در حال صدا کرد :
ـ اگر از جای خود حرکت نمودی گلوله بمغز سرت خواهد خورد.
ضابط خندیده انگاشت . گفت :
ـ ماد موازل ...
زیاده چیزی نتوانست زیرا دران واحد صدای مهیبی دیوار های خانه را بلرزه درآورد .
يك جرقهٔ آتش با زيك دود زرد.. دختر که نظيريك مجسمهٔ سنگی راست ایستاده بود خیال کرد که ضابط بالای او حمله میکند بدون آنکه دستش کدام لرزشی کند ماشه را کش کرده بود ... درین آن صدای مهیبی که گوش های ما را کر کرده بود صدای ضابط شنیده شد:
ـ آه ! زخمی شدم ! ...
تنها همینقدر را شنیدیم ! .... موقع فکر کردن نیست ... یکصدای مهیب دیگر... بازيك مشت آتش و بعدازان يك دود زرد! ...
در آن وقت ضابط مثل برق حمله نمود ه و بروی ظریف دختر مشت محکمی نواخت ....
دختر بالای کوچ افتاده و رولور هم از دستش یکطرف افتاد ـ درین اثنا دروازه با يك غوغای زیاد باز شده و عسکرها داخل اطاق شدند .
يك ستونیکه از دود تشکیل یافته بود مانند يك حلزون تاب و پیچ خورده از دروازه مستقیماً بیرون میبراید . بالای تخته های صحن اطاق چتکه های خون دیده میشد ...
چاوش با يك عالم هیجان خود را مقابل ضابط انداخته فریاد کشید : ـ
ـ كپاپيتان من ...!
ـ چاوش توقف کن !
ـ ۲۲ ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
