Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
شاد میشود ! . . . »
اینرا گفت و خاموش شد. ، . چشم های خودرا بست. سر خود را طرف راست دور داده و باز
دوسه مرتبه با آواز خفیف گفت :
- فاروق . . . فاروق . . . فاروق . . . و از خود رفت !
مادام درین وقت در بین طوفان شدیدی میلرزید، پرده های اطاق را باد خفیف این
سو آنسو می برد ! . .
در اطاق سکوت مطاق است ! . .
کاپیتان مثلیکه از پر تاثيريك فشار سنگینی خلاص شود آهسته خود را راست کرده و
در حالیکه کوشش میکرد قطرات اشکش را مادام نه بیند میگوید:
- بیچاره ماریا ! . . من سبب فلاکت بزرگی برای او شدم ! . . آه ! او محض براء محبت من
دچار مصائب و متاعب زیادی گردید ! . .
مادام سر خود را حرکت داده میگوید :
- راست میگوئید کاپیتان ! . . او خیلی اضطراب کشید. . . اما با وجود این همه فلاکت
ها و اضطرابات هیچوقت خود را بد بخت نمیدانست . . . هنوز هم خود را بد بخت حس
نمیکند . . . حقیقت هم همین است . زن اگر قلب پر از محبت دارد بد بخت
نمیشود . . .
بیچاره خانم گریه میکند .
- فرزندم حالا بشما هم دلم می سوزد . . . شما هم مقصر نیستید شما قصداً سبب این
بد بختی او نشدید . . . شما هر دو جوان بودید ، هنوز تجربه نداشتید ! . . انتهای محبت را
نمی دانسید ! . مانند دیگران گمان میکردید که قلب زن بازیچه است و میتوان با آن
بازی کرده ! . . تمام این خطاها ازین جا نشئت کرده است ! . . فرزندم ، با هر چیز بازی
کردن ممکن است ، مگر با قلب زن که احساس دارد هیچ وقت نمیشود بازی کرد ! . . این
کیفیت را شما نمیدانستید ، بلی تنها این را نمیدانستید کاپیتان ! .
پیرمزن بیچاره زهرخندی کرده بسخن خود ادامه میدهد :
- فرزندم، پی بردن به مکنونات خاطر زن مشکل تر از فهمیدن مطالب کتب علمی است ! . . .
اگر در ابتدا به اصل مقصد پی نبرید باز هر قدر اوراق آنرا زیر و رو کنید، افکارتان
- ٢٦٤ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
