BrowseʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr → page 248

Page 248

ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr · pages 1–279


Page image — the source of record

Scanned page 248 of ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr

Machine transcription

عشق ووظیفه یا شب اخیر ترا نمیکشم زیرا میخواهم تاوقتیکه حیات داری هر لحظه بمیری !.. موسیو یولواش !.. این وضع تو وحشت، ظلم ورذالت است کمی ترحم کنید !.. این دختر بیچاره خواهر شما است!.. نکنید !.. برای خدا نکنید !.. یولواش بدون حرکت ایستاده !.. چشمانش یک نقطه می بیند و میگوید : میکنم !.. محقق میکنم !... پس اول مرا بکش !.. نمیکشم !.. بکش، برای خدا مرا بکش! اگر به انگشتانت قوة کش کردن ماشه نمانده عذر میکنم، لطف کنید یک دستم را رها کرده تفنگچه را بدستم بدهید تا در یک آن خود را نیست نمایم !.. خیر، انگشتانم آنقدر قوه دارد که گلوله را بمغزت خالی کنم، مگر نمیخواهم که یکبارگی بمیری !.. نمیخواهم که مترس خود را !.. فاروق دیوانه وار فریاد میکند : چپ، مترس من نیست !.. چیست ؟.. خانم من است !.. خانمت ؟.. بلی خانم است !.. خداوند شاهد ما است !.. قرار گذاشته ایم که باهم ازدواج کنیم! بعد از یک ماه آمده اورا بمملکت خود می برم !.. یولبواش لحظة فکر میکند چشم هایش خیره ورنگش سفید میشود ... بعد صدا میکند : دروغ !.. دروغ میگوئی !.. شخصی که لباس عسکر را در بر میکند با چنین دختری که وطن را فروخته وشرف خود را پا مال کرده باشد، مزاوجت کرده نمیتواند!.. دروغ!.. برای خلاصی او این چال را ایجاد نمودی !.. دفعتاً روی خود را سوی عسکری که دختر را در آغوش دارد، دور میدهد و با آواز بلند صدا میکند: - ٢٤١ -

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr, page 248. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0976/248 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0976/248
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record