Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
نکنید، قدری انصاف نمائید!... همۀ ما انسان هستیم، آنها هم همنوع ما است. بحال ایشان
رحم نمائید... در این دقیقه اطفال خورده مادرها، پیرزنها و دخترهای جوان که دلهای
پر از محبت دارند در انتظار آنها است... ترحم کنید، بگذارید که بیچاره
ها بروند!...
- ترحم کنیم! این را تو میگوئی؟.. آیا وقتی پدر ما را کشتند اندک ترحم کردند؟..
دروقت کشتن یک مرد پیر هیچ فکر کردند که گناه است؟.. ماریا در حرب گناه وجود
ندارد!.. هرکس پیش دستی کرد موفقیت از و است!..
- برادر تو گفتی هیچکس خلاص نمیشود؟..
- خیر هیچ کس نمیتواند خلاص شود امشب به آنها نشان میدهم که بازی کردن با عزت نفس
رومن چه نتیجه دارد.
- اگر قبل از انفلاق خبر شوند؟..
- امکان ندارد که خبر شوند، همه چیز حاضر و تمام شده فقط از ساعت ۱۲ شب که ده
دقیقه بگذرد دینامیت صدا میکند. اگر فرضاً انفلاق نکند باز هم نمیگذاریم که جان
بسلامت ببرند. طیارهها هم حمله میکنند... این را هم کافی ندانسته ترتیبات دیگری هم
فکر شده است. آنها را نمیگذاریم که از شهر خارج شوند. از چهار سمت هجوم آورده
همه شان را تباه میسازیم.
در پیشانی پر لبواش خط های زیاد دیده میشود، با چهره متغیر میگوید :
- نمیگذاریم که خلاص شوند، يك فردشان هم خلاص نمی شود ماریا، همۀ شان
را میکشیم....
دختر با آواز گرفته میگوید:
- او را هم می کشید؟..
در روی ضابط رومن تبدلات محسوسی دیده میشود:
- او، مقصدت کیست؟..
- کاپیتان!..
- کدام کاپیتان؟..
-۱۹۰-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
