Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
زیبا وقشنگم!..
ضابط از بنددست های دختر گرفته میگوید :
امشب بی جهت ترا مضطرب و آزرده ساختم! .. مرا عفو کن زیرا بخود نبودم!.. عشق
تومرا دیوانه ساخته و عقل وهوش از من فرار کرده ! .. نمیدانم چه گفته یا چه کرده ام !.. سخن
های من قابل اهمیت نیست !..
از دروازه خارج شده میگوید:
-انتظار مرا داشته باش ماریا!.. اگر دیر تر شد پریشان مشو من می آیم !..
دیگر هیچ نمیگوید ملتفت جواب دختر هم نگشته روان می شود.
ساعت ۸ و نیم شب است... در قرار گاه آخرین امری را که انتظار داشتند ابلاغ میشود..
این امر را که دارای امضای قوماندان است مانند سائر ضابط ها با تلاش
میخوانیم !..
۱- فردا باید الی ساعت ۳ ونیم صبح شهر کاملا تخلیه شود.
۲- در اول طلوع آفتاب باید فرقه از علاقه شهر ابرائیل گذشته باشد.
۳- باستثنای ضابط هائیکه در قرار گاه کار میکنند باقی تمام ضابطان بعد از
ابلاغ این امر دیگر وظیفه خود را ترك داده نمیتوانند. ضابط های قرار گاه کارهای
محوله خودها را تکمیل نموده ساعت ۱۲ شب در قوماندانی حاضر باشند.
۴ - قوماندان های فرقه و رئیس ارکان حرب مؤظف اند مشکلاتی را که در حین تخلیه
شهر پیش میشود حل و رفع نمایند..
۵- قطعات اردو و ضابطان تحت يك انتظام صحیح با سکون و آرامش شهر را ترك
کرده و باید از تمام پیش آمدهای سوء جلوگیری کنند و اگر با این هم کدام حادثه رخ دهد
شخص مرتکب شدیداً مجازات میشود..
این امر ذریعهٔ شعبهٔ استخبارات قرار گاه در ظرف ۱۵ دقیقه به تمام منصبداران
ابلاغ گردید .
اهالی ابرائیل از تخلیه شهر وحرکت اردوی المان که فردا صبح اجرا میشود بی خبر
- ۱۸۳ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
