Machine transcription
عشق ووظیفه یا شب اخیر
با او دوست شدم خیلی دوستش دارم عمه جان!..
از هردو رخسارهای دختر اشك سرازیر شده به سخن خود ادامه میدهد :
- عمه جان !.. بگو حالا من چکنم؟.. او میرود بلی میرود !.. جدائی او را چطور تحمل کرده میتوانم ..
- صبر كن دختر عزیزم ، صبر لازم است !... انسان در مقابل فلاکت و مصیبت جز صبر و تحمل چه کرده میتواند ؟..
زن پیر سر خود را روی موهای دختر گذاشته میگوید :
- ماریا من هم مضطرب شده ام !.. این وضع فلاكت بار خیلی ناگوار است !.. نمیدانم چه بگویم بحال تو بگریم و بفلاکت خود! . درین دم ما هر دو برای شخصیکه برادرم را کشته گریه میکنیم!..
سر خود را بلند کرده میگوید :
- آه ، یارب!.. این چیزیکه حیات نام دارد چقدر تلخ و مضحك است !.. با این تلخی و ناراحتی دیگر ارزش آن را دارد که زیست کنم؟..
بعد با شفقت روی خود را بطرف دختر دور داده میگوید :
- صبر كن ماریا! هنوز چیزی معلوم نیست پیش از پیش خود را از دست مده !.. قدری متوکل باش، قضا و قدر چیز را که برای ما تعین نموده می بینیم!... من بیش از تو مضطرب هستم... زیرا از روزیکه این شخص بخانه ما منزل گرفت من عاقبت سوء آنرا درك كرده بودم !.. ولی چاره نداشتم ... بسیار کوشیدم که باین مشکلات گرفتار نشویم مگر موفق شده نتوانستم !...
زن پیر از بازوهای دختر گرفته و او را در آغوش خود فشار میدهد :
- مکن ، دخترم مکن !.. گمان میکنم روی سینه ام آتشی افروخته اند که تمام احشاء وجودم را میسوزد !.. ماریا مرا معذب میسازی!..
- عمه جان ، مرا عفو کن !.. چه کنم من جز تو دیگر کسی ندارم که مرا تسلی دهد !.. نمیدانی عمه جان که من چه اندازه در عذاب هستم!..
دخترك عزيزم، چطور نمیدانم !. منهم يك وقتی جوان و قشنگ بودم ... منهم چون تو
- ۱۶۰ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
