Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
- کاپیتان، اگر کمی عذر کردن را هم یاد میگرفتید بهتر نبود ؟..
ضابط با آواز بلند خندیده دختر را بزمین میگذارد!..
- میخواهی که عذر کنم؟.. چرا تا حال نگفتی؟.. خیلی خوب !..
در حال روی خاك بزانو میشود . گردن خودرا خم کرده چشمهای خودرا پت میکند دست
های خود را بهوا بلند کرده میگوید :
- اينك بحضور شما مثل شوالیه های زمان سابق بزانو شده عذر میکنم!..
- خواهش میکنم شوخی نکنید !..
- چرا شوخی کنم، تو نگفتی عذر کن؟...
- آه فاروق!...
ضابط از جای خود برخاسته بازوهای دختر را محکم میگیرد و با تمام قوت خود اورا
در آغوش می فشارد ومثل عاشق های قرون وسطی بعداز شش ماه نوك انگشتان زنی را
که دوست دارد به اجازه او بوسیده و باز میگوید:
- امشب لطف میفرمائید که درزیر ستاره ها باهم بگردیم ؟ از تو خواهش میکنم!..
در حقیقت قانون طبیعت از ابتدای خلقت زن را مطیع مرد ساخته ! . . تو
آزرده مشو!..
ضابط رخسارهای سوزان دختر را با دست های خود گرفته چشم های سیاه خود را بچشمان
درخشنده او دوخته میگوید :
- بیا بیا ای یگانه محبوبه قشنگ من! بازوهای باريك وزيبای خودرا مثل بالهای
کبوتر صحرائی باز کن، لبهای آتشین خود را نزديك ساز، چشم های آسمانی خود را
به بند بعداز آن کمی از خود در رفته وخودرا در آغوش شخصیکه برایتودیوانه شده و
برای تو می سوزد بینداز!.
ضابط بازوهای خود را باز میکند .
- بیا ماریا !.. بیا ای ماریای قشنگ و بی مانندم! ...دست های خود را بگردنم
حلقه کن !...
ـ ١٥٥ ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
