Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
که چه خواهد شد!..
ضابط با هیجان از بند دستهای دختر محکم میگیرد .. انگشتانش را در بین دستهای خود فشار داده با تأثر میگوید:
- ماریا، دیگر این بحث را بيك طرف بگذاریم. ما درینجا برای شنیدن نغمه بلبلان و تفریح آمده ایم!..
- بحث را شما شروع نمودید فاروق !...
- حق بجانب هستی ماریا ! . . . بگذار بس است دیگر از ین بحث در گذریم !...
-چرا بگذریم ؟.. حالا وقت آن است که برای ازدیاد محبت و استوار ساختن رشته مودت از هر گوشه آن بحث کنیم.. شما بیشتر نگفتید؟.. خاطرات حزین محرك عشق و سبب ازدیاد محبت میشود !..
- بلی، اما این خاطرات حزن آور نیست!.. اینها خاطرات ظاهری است !. هیچ کس در حق ما حکم ظلم را نکرده و تمام این چیزها را مخیله تو ایجاد میکند !..
- بلی فاروق ، اشعاریراهم که اطفال در کوچه ها می خوانند مخیله من ایجاد میکند ؟ ..
-هرکس هرچه بخواهد گفته میتواند !.. دهن اشخاص ممکن نیست بند شود !. تنها چیزیکه بما لازم است بایست کوشش کنیم که تمام اینها را الا قیدانه تلقی نمائیم ! ..
-آیا ما میتوانیم ؟..
- کوشش میکنیم بتوانیم !.. تو با خود کمی فکر کن و به بین، در دنیا شخصی را سراغ داری که در غیاب چیزهای خوب و یا بد را باو نسبت نکرده باشند؟. چون بنای دنیا روی همین اساس گذاشته شده از خورد و بزرگ، شاه و گدا، عالم و جاهل از این گونه افتراآت خلاصی ندارند ! حتی در حق پیامبران وملائك هم دریغ ندارند!.. سخن گفتن برای هرکس احتیاج و يك قسم عادت است . در مقابل آن تحمل لازم است!.. والا حیات را بر انسان ناگوار میسازد !..
- ١٤٨ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
