Machine transcription
(٦٨)
بعد از چندی اقامت در کابل محمود شاه و دربارش به پشاور رفتند این سفر و نقل مکان تقریبا در حدود آخر سال ١٨١٠ و یا ابتدای ١٨١١ بوقوع پیوست قبلا گفتیم که فتح خان به مجرد اقتدار داخل عملیات برعلیه دشمنان خویش گردید و بهر طوریکه میشد خواه به شدت و خواه به مدارا آنها را یکی بعد دیگری از پای درانداخت یکی از برجسته ترین مثابه ئی که میتوان برای ثبوت این امر ارائه کرد مسئله قتل مرزا علی خان بود. این شخص در ابتدای منشی محمد عظیم خان بود وقتیکه دربار شاهی به پشاور رفت (١) محمد عظیم خان منشی خویش و جبار خان را فرستاد تا به دیره غازی خان رفته و به جمع آوری مالیات پردازد. چون منشی مذکور شخصی باطنات آمیز داشت و شخصی دور فکر بود بمردمان این منطقه طوری پیش آمد که طرف محبت و اعتماد آنها قرار گرفته و دريك روز به جمع کردن شش لك روپيه موفق گردید و اين مسئله از کاميابی هائی بود كه ابداً نظير آن در سابق دیده نشده بود. محمد عظیم در اثر این فعالیت تمام اموری که بدست او بود باو سپرد و او نیز آقای خویش را دارای ثروت و تمول زیادی ساخت که در نتیجه دوست محمد خان و دیگر برادران از وی متنفر گشته از بن و مفاصل به گوش وزیر رسانیدند که مرزا علیخان ازین کار روائی های که در پیش دارد مقصدی دارد و آن اینست که میخواهد تمول و اقتدار آقایش را روز بروز زیاده تر ساخته و در آخر کار او را بر تمام برادران تفوق بخشد. و خصوصا ازین رهگذر اقتدار فتح خان را کاسته و آنچه از دست محمد عظیم خان تنقل دهد از قضا وقتیکه دربار به پشاور آمد وزیر مرزا علیخان را خواسته و فرستاد تا مبلغ لك روپیه از محمد عظیم خان گرفته و بیاورد که در مصارف قشون کشی کشمیر صرف شود. میرزای مذکور بعد از ترغیبات زیادی محمد عظیم خان را راضی ساخت که مطلوب برادرش را برایش بفرستد ولی بدبختانه خودش در همان شب وقتیکه فتح خان حسب معمول رفقای شراب خویش را گرد آورده و غرق نشه بود از دشمنان میرزا بگوشش رسید که محمد عظیم خان به تحريك منشی خویش امر وزیر مخالفت میکند و فعلاً بنای دستت در صدد چاره او برآمد. (٢) چون وزیر ازین اطلاع خیلی متوحش گردید، فوراً دوست محمد خان را خواسته و امر نمود که وظيفة خطیر قتل مرزا علیخان را بزودی با تمام برساند (٣) دوست محمد خان نیز بدون تعلیل و تأخیر اسلحه برداشته با شش نفر دلاور از زیر دستان و همسفران خویش بسرعت رفت و بر سر راهی که بین خانه مرزا علیخان و دست محمد خان وجود داشت نشسته و منتظر ورود او گشت وقتیکه مرزا از راه میگذشت دوست محمد خان سلامی باو داده و توجه او را بخود جلب نمود و با او داخل مذاکره شد چنانچه در ضمن حرف زدن ناگهان خنجر خویش بین دوشانة او فرو برد و بعد ازان
(١) میسون جورنال بلوچستان افغانستان ابتدای پنجاب جلد ٢ صفحه ١٩ خالی از دلچسپی نیست که بدانیم که شهزاده کامران درینوقت در پشاور بود. موهن لال لايف آف امیر دوست محمد خان جلد اول صفحه ٧٠
(٢) موهن لال لایف آف امیر دوست محمد خان جلد اول صفحه ٧٢
(٣) لایف اف امیر دوست محمد خان جلد اول صفحه ٧٢، قرار نظریه میسون فتح خان دوست محمد خان را نخواست لکن در حالت نشه گفت «آیا کسی خواهد بود که بلحاظ خدا مرزا علیخان را کشته و مرا از خطر محمد عظیم خان نجات دهد» و چون دوست محمد خان حاضر بود گفت که آیا او را بکشد وزیر جواب گفت «اگر میتوانی» جورنال بلوچستان، افغانستان ابتدای پنجاب جلد دوم صفحه ١٩
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
