Machine transcription
(٦٢)
فصل ششم
سلطنت دوم محمود شاه
بعد ازان كه شاه شجاع در نباه شكست خورد بطرف خيبر گریخت ولی مدت زيادی در آن كوهسار نمانده وعزم کرد كه تخت و تاج خويش را دوباره تصاحب کند(١) باين مقصد بدون سرو صدائی بطرف غرب رفته وجانب قندهار روانه شده عساکری برای پشبردمرام خود گرد آورد و بعد ازمدت کمی احوال رسید که شاه شجاع دوباره دارای قواتی شده و آماده جنك است
البته خیلی عجیب بنظر می آید که محمود بعد از فتح نباه در کابل قرار گرفته و بدون آنکه فتوحات خودرا تعقیب نماید برجا بنشیند ولی شايدمذ كور دلائل خوب و متینی برای این مباحث خود داشت حیس میرعلم خان نورزائی تائید جدی بخشیده و در بين سرداران آنم كنوع اضطراب تولید كرد و انقلابی تحت قیادت عبدالله خان پدر میرعلم خان بوقوع پیوست قوم نورزائی در صدد گرفتن انتقام خویش بود بالاتريد اين مسئله خيلی وخيم بود چنانچه افكار و خيالات واقدام آنها از طرف يحيی خان بمیزائی (برادر وزیر اکرم خان متوفی) ومبارزخان اسحق زائی و چند نفر خوانین و نجبای دیگر درانی تقویه و تائید ميشد بعد ازمدت كمي خيلي بزودی مخالفین شاه به قندهار كه اداره آن بدست شهزاده ايوب (برادر ناتنی کامران ومحمود شاه) بود حمله کردند (٢) بهر کیف هر چند شهزاده برای مدافعه مستعد شد و خواست که تشنجات شورشیا را مقیم سازد نمايدولی این را بهتر دانست كه بآنها یکجا شود چنانچه هر دو قشون متحدا داخل شهر گردیده و بزودی شاه شجاع روی صحنه ظاهر شد پیش از رسيدن او بقندهار با اینكه بشنیده حرکتا و از پیشاور وقتیکه اووهساکرش درمقر برای استراحت خیمه زده بودند بقندهار درانی که درر كاب بدقمچی باشی شاه شجاع بود مخفیانه راه بپیش او برده و خان مذكور را درخواب بقتل رسانید زيراخان مقتول نه تنها از طرفداران وفا کیش دفعاتی او بودبلکه رسوخ و اعتبار زیادی در قوم داشت بهر کیف شاه شجاع وقتی بقندهار روان گردیده بود كه عساكر مخالف اورا با خنده استقبال وبصورت بند غی خوش آمدید می گويند خيلی خوشحال شد (۳)
(١) شاه شجاع خودش بهیچصورت خواهان نبود كه دوباره اقدامی بکند زیرا اومید انست که دراثر خیانت كه طرفداران او باو نمودند مغلوب شدو میترسید كه اقدام ثانی او نیز چنین خاتمه یابد ولی بعد از آن طرفداران وفا كيش اورا مجبور برفتن به قندهار ساختند كونولی جرنی تودی نارت آف اندیا جلددوم صفحه ٢٦١ .
(۲) قرار نظرية فریزر قندهار درین وقت بدست پردل خان( برادر فتح خان) اداره می شد که قيصر را از آنجا اخراج کرده بود فریز انقلاب عبدالله خان را ابعد از تسخیر كند(هستری آف دی افغانز (صفحه ١٤٢ )لا كن بیانات مفصل كونولی وجود آنرا ثبوت مينمايد) جر نى تود نارت آف انديا جلددوم صفحات ١-٢٦١) علاوه آقین نیز كه اشاره به این شورش منما يد نظريه كونولی را تائید میکند تالیف برزان اند یا صفحه ٣٤٠) باین همه میتوانیم بگوئیم که نواب اسد خان حاکم قندهار بود و شهزاده یونس را باخودهمراه داشت (تاريخ احمدشاه درانی صفحه ١٦٣) شيرازی نیز همانند فریزر اشاره راجع به انقلاب عبدالله خان می کند .
(٣) كونولی جلد دوم صفحه ٢٦٣ و شیرازی صفحه ٧ .١٣
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
