Machine transcription
(٥٦)
او جلب بشود (۱) چنانچه توقع میرفت فردای آنشب يك جمعیت های عسکری بهر گوشه و کنار فرستاد تا آنکه اری شاهی دستگیر شود. و و اپس بیاورند ولی در نتیجه تمام کوششها ومساعی آنها عقیم ماند، محمودشاه برای چندی درین پناه گاه یافته بده و ارام خفای خود را با صبر وحوصله زیادی سپری کرد تا انکه بالاخره شبی بهمراهی شیر دل خان و مفرد دیگر از طرفداران معتمد خویش از آنجا بر آمده و بطرف جنوب «۲» نزد پسرش کامران که در فراه بود گریخت. بعد ازان بهرات رفته و با برادرش فیروز الدین ملاقات کرد که بعد تر دیدن او در گازر گاه که دهیست بفاصله چهار میل از شهر هرات مرکز شده ۲ سکونت او درین جای فیروز الدین اضطراب زیادی تولید کرد زیرا این شخص هرات را بصورت يك ایالت تدافعی بخشیده بودعلاوتا فیروز نسبت به محمود شاه خیلی بی اعتنا پیش آمده و برادر بزرگش را بهیچ نوع احترامی دانشمند نمی ساخت تا آنکه کامران بوبه او را ترغیب کند که محل سکونت خویش را گذاشته و بجای دیگری برود چنانچه بطور حیرت انگیزی در ین پلان خویش کامیاب گردید و محمود که خیلی متوقع بود برادرش نسبت به محبت زیادی که برای او در مساعی کرده بود.
از و خیلی احترام و عزیز کند، راثر رویه ناهنجار و دل پرغصه و بزودی از هرات روانه شد و اکدورت ورنجش زیادی فراه مراجعت نمود. محمود تا وقتیکه فتح خان ودوست محمد خان از قشون شاه شجاع در موقعیکه در اوایل سال ۱۸۰۳ بطرف سند میرفت جدا شدند «٤» در فراه باقیماند و بعد ازان دو برادر بارکزائی وقتی بطرف قندهار پیش رفتند او را دعوت نموده و خواستند که با ایشان پیوندد. قبلا بزرگتر کردیم که وقتی که شاه شجاع از جمع آوری قشون محمود و امدا د ومهمراهی خوانین بزرگ بارکزائی ، او اطلاع یافت بطرف قندهار شتافت دوست محمد خان که بعزم عساکر بود از طرف شورهان ان امر عسکر دسته اول مقرر گردیده و برادرش پر دل خان ونور محمد خان برادر خواجه محمد خان که در جنگ تهکل کشته شده بود با او همدست و همراه شدند، ولی متاسفانه وقتی فلان غزنی رسید و رمحمد خان از و جدا گشته و به کمپ شاهی پیوست و علاوتاعطاء محمد خان نورزائی و یحیی خان بموزئی که هر کدام شان دارای سر کردگی دسته های بزرگ عسکری بودند از و منفك گردیده و بطرف دمله ومرغ آب فرار
(۱) بعضیها صورت فرار محمود شاه را طور دیگری حکایه میکنند چنانچه میگویند که محمد علی خیاط پاره ها وقت نبود و این خیاط وقتی که مستخدم بوده محمود معرفت پیدا کرد و ده و بهر طوریکه شد محمود را از زندان نجات داده واو را در خانه خود نگاهداشت تا آنکه هنگامه فرار او خاموش شد بعداز ان شاه مخلوع وقتاحی او بسواری اسپ از شهر بر آمده وفرار کردند واسپ هارا یکی از علمای بزرگ به برایشان تهیه کرده وده كينگدم آف افغانستان صفحه ۱۲۲
(۲) فریر هستری آف افغانستان صفحات ١٤٠ – ١٤١
(۳) کولی جرای نودی تاوث آف اندیا جلد دوم صفحه ٣٥٦ محمود از برادر خودرشوه توقع کرد که سلطنت را برای او بگذارد و به بهانه شکار بهرات رفته و بزیارت خواجه عبدالله انصاری شتافت د شیر ارای، تاریخ احمد شاه درانی صفحه ١٣٦.
٤ ماخذ گذشته صفحات ٢٥٧-٢٥٦
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
