Machine transcription
(٤٢)
ازین امر اطلاع یافت این سرداران محبوس را رها کرده براه او گز بطرف قندهار رفت
و با ایشان بهمانجا رسید در نصف شب فتح خان بدر وازه قرار گاه قند هار رسید
و بواسطه رشوة دادن به محافظین توانست که با آغا ادراك خواجه سرای خصوصی شهزاده
قیصر رفاقت پیدا کند پس خواجه سرا ازملاقات فتح خان برای قیصر نقل نمود و گفت
که مشارالیه در گرفتن تخت کابل امداد می کند .
شهزاده از این خبر دلکش او راخیلی خوش ساخت وخودش رفت تا او را در در وازه
شهر ملاقات کند فتح خان پیشنهاد کرد که احمد خان نورزائی را وا گذارد و گفت باید
شهزاده عهدی استوار کند که نسبت بخودش رفیق امین و ثابت باشد بالمتall او نیز تعهد
نمود که آخرین قطرات خون خود را بخاطر خواه قيصر وتخت کابل مصر خواهد نمود
وهر گاه قیصر از امداد دست کشد او نیز خویش را بکامران خواهد بست (۱)
قیصر از معامله فتح خان قوت گرفت ، وبعد از آنکه ایشان با هم عهد استوار کردند
که یکدیگر را معاونت کنند باهم باقصر شهزاده بر گشتند فتح خان دو هزار سوار
شهر ا در را امر نمود که پیاده شده در تحت اداره دوست محمد خان تا منزل سردار نورزائی
بروند منزل محصور گردید و دوست محمد خان بدون اشکال توانست داخل شود و سردار
موصوف خواب بود که گرفته شد (۲) وموصوف را با زنجیر های فبلی بستند تاجنه بزرگ
وی مایه تمسخر گردد و او را در قصر شهزاده محبوس نمودند و در آنجا نسبت بوی
از هیچگونه تحقیر واهانت کوتاهی نکردند (۳) وقتیکه شهزاده قيصر وفتح خان
آمادگی رفتن بکابل داشتند این محبوس منفرد را رها کرده بحال اول آوردند وحکومت
شهر را بوی سپردند (٤) بیگمانه عارضه که سبب خلاصی او شده خیلی شایان دقت اینست
که ایشان بعدم توافق وناساز گاری قلب افغان پی برده بودند روز دیگر بعد از گرفتاری
احمدخان هر کس متعجب بودند که چسان فتح خان و برادرش را در عوض احمدخان بدربار
قيصر نه بینند ، در حالیکه شهری ها کوشش داشتند که بقصر رفته محبوس را ببینند .
سرداران که همه خیلی می ترسیدند و شهزاده را آگاه ساختند تا از فتح خان احتراز
گردد محبوسش کنند با وجودیکه خیلی عجیب معلوم می شود قیصر عهد و میثاقی که بافتح خان
نموده بود فراموش کرده و در فکر پلانی افتاد تا او را گرفتار نماید مشار الیه ازسر دار
خواهش کرد تاخصوصی با و در باغ مهمانی دهد و درعین زمان بهمراهی سرداران ترتیبات
توقيف او را گرفت فتح خان هر طوریکه بود ازین مفکوره وپلان قیصر اطلاع یافت و از شاه
دو روز موقع خواست تا برای این مهمانی حاضر شود ولی در حقیقت مشاراليه ميخواست
که برای نجات خود چاره بجويد ازینرو موصوف بدوست محمدخان سپرد تــــا اداره
محافظين را نموده و از طرف دیگر ترتیبات مهمانی را بگیرد دوست محمدخان برای شرف
مهمان شاهی ترتیبات خوب ومهمی گرفت وخود را از سر تا پا مسلــح ساخت و در رأس
(۱) صفحه ٤١ جلد اول حیات دوست محمدخان مولفه موهن لال .
(۲) صفحه ٤٢ » » امير » تأليف موهن لال .
(۳) صفحه ٥٩٢ سلطنت کابل مولفه الفنستون
(٤) » » » » » »
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
