BrowseʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج → page 173

Page 173

ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج · pages 1–217


Page image — the source of record

Scanned page 173 of ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج

Machine transcription

(١٦٦) دیری نگذشت که سلطان محمدخان به پشاور واصل گردیده و يك عده مکاتیب پر فخر و مباهات به امیر ودیگر خویشاوندانش نوشته و از اقتدار وقوهٔ خویش شرحی نگاشته بود این مسئله بر دوست محمدخان که مقصد او سرنگون ساختن و از پا افگندن سکها بود خیلی سخت گذشته و تاثیر بدی میکرد زیرا برادران او نه تنها برای پیشبرد نیات او کار نمیکردند بلکه بر خلاف بر علیه او اقدامات نموده در برهم زدن آرزو و آمال او می کوشیدند (۱) بطور مثال نواب جبار خان که خیلی زیاد معتقد قوه واقتدار سلطان محمد خان بود برای مدت زیادی با میر وقعی نگذاشته و وقتی امیر بمراجعت او بکابل امر داد ابدا به آن اهمیت نداد. در حالیکه پیر محمد خان اصلا اقتضا ء امیر را تخویف و تهدید نموده مکاتیب جعلی که بعنوان امیر و مادرش نوشته و چنان وانمود میکرد که از طرف سلطان محمدخان نگاشته شده باشد . در پایان همه امیر مجبور شد که بر تعداد عساکر وقشون خود بفراید و برای اداره آن مالیات بلند تر وزيادتری براهالی تحمیل نماید، چنانچه این مسئله انعکاس بدی کرده و در علاوه جات غازایی بغزنی انقلاب برپا نمود ولی نظمی تولید نمود که بعد از اشکال ومشقت زیادی دوست محمدخان توانست آنها را مطیع بسازد در حالیکه در علاقه تگاب نیز محمد اکبر خان بعد از جنگ وزدوخورد شدیدی که چندین نفر اشخاص مهم در آن بقتل رسید منتهی شد همینقدر توانست که وادی مذکور را متصرف گردد : جانب غرب شهزاده کامران به هیجان (٢) آمده او د ولی وزیرش یارمحمد خان او را از اقداماتش بازداشت کامران در تمام این مدت نتوانست قدمی بیرون نهاده و گامی فراتر گذارد زیرا پیوسته در هرات توطئه ها و دسایسی برعلیه او دیده میشد تا آنکه بالاخره دو فرزندش بذن آنها کباب گردیده و تا اندازه امورخانگی خویش را درست ساخته و انتظاماتي نموده قابل آن گردید که به خارج توجهی نماید ولی در ین وقت اقوام خرسانه او را بیها را بهرات رسانند که در اثر آن وزیرش او را به صبر وسکون مشوره داشته و از اقداماتش جلو گیری نمود . در همان سنه ١٨٣٦ پیرمحمدخان کابل را گذاشته و با آن وداع کرد(٣) این همان برادر امیر بود که دوست محمدخان خیلی از و ترس داشته و بهر اس دچار ود پیر محمدخان نه تنها فعال، كار كن انقلابی و شورش پسند شجاع و بی پروا بود بلکه ثروت و تمولی نیز داشت که مدها درجمع آوری و انتظام عساکر و قوا بش او خیلی كمك نمود . دوست محمدخان دومرتبه بقتل او اقدام نمود ولی ناکام شد. همه فرستادگان و نمایندگان او مبلغ بیست و نه هزار روپیه از پیر محمد خان یغما برده و با و دادند ، هر چند پیرمحمدخان ١ـ ( کتاب فوق جلدسوم صفحه ٣٦٨) (۲)ميسون (جورنیزان بلوچستان وافغانستان ابتدی پنجاب جلد سوم صفحه ٢٧٣) دوست محمدخان در اینوقت چندین نفر از گرفتگان خویش را در کابل رها کرد ولی حاجی خان را در اثر حرکات کامران با وخاطر نشان ساخت که موقع خیلی بحرا نیست و ازین درک خساره زیادی خواهند کشید. ٣ ميسون، كتاب فوق، صفحات ٢٧٤ـ ٢٧٥

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج, page 173. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0975/173 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0975/173
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record