Machine transcription
(١٤٣)
محمد زمان خان بشدت و سرعت برای جنگ متوقعه با کمال قایش ترتیبات میگرفت. دیوار های
جلال آباد مرمت گردید و آذوقهٔ زیادی برای حفظ ما تقدم از محاصره گرد آوردند.
سرداران پشاور نیز در وادی جلال آباد به یشپلاق به تعجیل تمام حاضر شدند تا با برادرزادهٔ
خود معاونت نمایند. وقتی دوست محمد خان خط سیر خود را بجانب لغمان تعیین نمود بلا شبهه
فتح جلال آباد را در نظر گرفته بود. (١) نواب جبار خان، محمد عثمان خان، پسر
نواب اسد خان و دیگر نجبا و بزرگان به سردار جلال آباد وعدهٔ كمك داده بودند.
دیری نگذشته بود که دوست محمد خان روی صحنه ظاهر شده و نواب محمد زمان خان از دریای
کابل عبور نموده و صرف برای اینکه دشمن او را تعقیب نماید عقب نشست. روز اول
صرف زدوخورد مختصری بوقوع پیوست ولی صبح روز دیگر دوست محمد خان عزم نمود
که حملهٔ شدیدی بکند. بهر کیف چون موقع کار رسید نواب جبار خان رضایت نداده
و دوست محمد خان را مجبور ساخت که با رقبای خویش مذاکراتی بنماید. دوست محمد خان
نیز از متحد شدن قوای پشاور و جلال آباد میترسید، راضی شده و حاضر شد که طرحی
بریزد. ازین رو نواب جبار خان بحیث ثالث بالخیر برای فیصلهٔ امر انتخاب گردید (٢)
ولی اینکار خیلی برای او مشکل تمام میشد. زیرا او نمیخواست با دوست محمد خان ضرری
برساند و در عین حال خواهان بود که نواب محمد زمان خان را از ضرر محفوظ بدارد (٣).
ازینرو قرار داد که محمد زمان خان حکومت جلال آباد را بدست داشته ولی مبلغ چهل هزار
روپیه بدوست محمد خان بپردازد وعساكر کابل و پشاور بما کن خویش مراجعت نمایند.
سرداران پشاور و محمد زمان خان این مصرف را حیف دانسته و از اینکه موقع و فرصتی را
که در آن میتوانند تا اندازهٔ شاه کابل را بشکنانند از دست دادن آن برای ایشان مایه
حسرت است، به فیصلهٔ مذکور قانع نگردیدند. از طرف دیگر دوست محمد خان نیز
غایتاً قانع نبوده و افسوس میکرد که چگونه برادرزاده اش مفت و رایگان از چنگ
او خلاصی یافت. بهر صورت بعد از اظهار تأسف از قشون کشی خویش بطرف جلال آباد
و اقدام بی ضرورت خویش درین باره با برادرش امیر محمد خان وعده کرد که تصرف
آرام و پر سکون نواب محمد زمان خان را در جلال آباد خلل نرساند و اظهار ندامت و وعدهٔ
قرآن در حقیقت صرف برای آن بوده است که شکوك و شبهات برادر زاده اش رفع گردد.
(١) - بهانهٔ حملهٔ دوست محمد خان بر جلال آباد، كمك نکردن برادرزاده اش
زمانخان در مسئلهٔ تگاو بود ( میسون كتاب فوق جلد فوق صفحهٔ ٢٠٦ ).
(٢) - قرار بيكه « میسون » میگوید برای آنکه آنها را بیازماید و قضاوت نماید
اقدام باین کار نمود. جورنیزان : بلوچستان، افغانستان ایخدی پنجاب. ( جلدسوم،
صفحهٔ ٨٣ ) .
(٣) - نواب جبارخان بنواب محمد زمانخان وانمود کرد که آمدن دوست محمدخان برای
حمله نبوده بلکه برای يك ملاقات دوستانه صورت گرفته است ( ميسون کتاب فوق الذکر
جلد سوم صفحهٔ ٨٤ ) .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
