BrowseʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج → page 149

Page 149

ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج · pages 1–217


Page image — the source of record

Scanned page 149 of ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج

Machine transcription

(١٤٢) ملکان و خوانین باغی داخل مذاکرات شد ولی در اثريك حملة ناگهانی که از طرف معاذالله خان بزرگتر آنها برا و آورد خیلی مضطرب گردید. وحشت و اضطراب این حمله بقدری شدید بود که عساکر نواب خود را باخته فرار نمودند و خیمه ها ، آلات لازمه و دو عدد توپهای شان را بر جا گذاشتند که همۀ آنها بدست باغیان افتاد . (١) این مسئله را دوست محمد خان درك نمود. وحس کرد اگر تگابی ها بزودی مطیع نشوند وضعیت خیلی خطر ناك گردیده و از هر طرف باعث ندامت امر میگردد . لذا خودش شخصا با یکدسته عسکر به آنطرف عزیمت نمود. این عزیمت دوست محمد خان سلطان محمد خان و دیگر برادرانش را بخوف و هراس دچار نموده و از اقتدار روز افزون این شخص بيمناك ساخت. چنانچه مشوره نموده و نواب محمد زمان خان را مجبور ساختند که بر علیه دوست محمد خان که حتا بعد از فرونشاندن آتش بغاوت تگابیها متوجه جلال آباد میشد بجنگد . در سنه ۱۸۳۱ دوست محمد خان بطرف تگاو رفت. میگویند که نواب جبار خان که در مقابل معاذالله میدان را باخته بود اکنون با او داخل مذاکرات گر دیده و او را بر علیه دوست محمد خان بمقاومت تشجیع و تدویر غیب میکرد تا آنکه برادرش نیز مانند او مغلوب گردیده و منفوریت او تا اندازه غیر محسوس مانده باعث سبب خجالت نشود (٢) ولی کامیابی کاملی نصیب دوست محمد خان گردید. چنانچه تمام قلاع و استحکامات باغیان را بخاك هموار نموده و آنها را مجبور ساخت که بکوه ها پناه ببرند. برادرش امیر محمد خان در قضایای وادی مذکور با و كمك نموده و دوست محمد خان از گرفتن و تصرف رمۀ بیرون از شمار و حیوانات زیاده ده شبان ثروت هنگفتی بکف آورد (٣) در اثر ترغیب و ضمات حاجی خان کاکر و دیگران معاذالله خان تسلیم خود را اظهار و با دوست محمد خان بیعت نمود. توپهائی را که در موقع شکست دادن نواب جبار متصرف شده بود مسترد نموده و موافقت نمود که یک مقدار گزافی مالیه دهد. چندی بعد برای ملاقات دوست محمد خان رفت ولی این رفتن بعد از گرفتن ضمانتهای زیاده قیام اعتماد کامل صورت گرفت. (٤) هنگامیکه دوست محمد خان مصروف فرو نشاندن بغاوت تگاو بود (١) - موهن لال ، ( لایف امیر دوست محمد خان جلد اول صفحه ١٤٨ ) میسون ( جورنیزان ، بلوچستان ، افغانستان ، ایندی پنجاب جلد سوم صفحه ۸۱ ) و امیر خان دلیر آخرین شخصی بود که براسپ خود سوار شد و اگرچه خیلی اصرار کرد که فری وعسكر او بجنگند کامیاب نشد . (٢) - بهر کیف طرفداران نواب جبارخان میگویند که مکتائبی که نوشته شده بود ازو نبود و دشمنان او بنامش جعل کرده بودند . میسون ، جورنیزان بلوچستان ، افغانستان ( ایندی پنجاب جلد سوم صفحه ۸۲ ) . (٣) - موهن لال ( لایف امیر دوست محمد خان جلد اول صفحه ١٥٣ ) . (٤) - بعد از ملاقات ، دوست محمد خان بهر که معاذالله خان را بکشد وعده انعام سه هزار روپیه داد. يك نفر مدعی غلط پول مذکور را از دوست محمد خان گرفته و خیلی خرسند بود که دوست محمد خان به پرسیدن حقیقت عزما و اعتنا نکرد ( میسون ، جورنیزان بلوچستان ، افغانستان ایندی پنجاب جلد سوم صفحه ۸۲ ) .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج, page 149. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0975/149 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0975/149
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record