BrowseʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج → page 121

Page 121

ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج · pages 1–217


Page image — the source of record

Scanned page 121 of ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج

Machine transcription

( ۱۱۲ ) شاه شجاع خود را باخته از میدان جنگ خارج شد و بکوههای خیبر گریخت بعد از آن محمد عظیم خان به پشاور آمد. و ایوب خان را نائب الحکومه آنجا مقرر نمود . (۱) محمد عظیم خان رفتن خود را بجانب کابل بدون اینکه یکی از شهزادگان فامیل شاهی را با خود نداشته باشد مناسب ندانسته و شهزاده ایوب را به همراهی خود گرفته و شاهی او را اعلان نمود . زیرا هنوز هم در قلوب افاغنه اخلاص و عقیدتی راجع به سدوزائی ها دیده می شد . وقتی دوست محمد خان از عزم برادرش اطلاع یافت باو نوشت که شهزاده ایوب را برطرف سازد زیرا او شهزاده سلطانعلی را انتخاب و پادشاهی او را اعلان نموده است، ولی محمد عظیم خان در جواب او نوشت که اگر دوست محمد خان اقتدار وسلطه را محض برای شخص خود نمیداند بایست به پشاور بیاید دوست محمدخان که قوای خود را باندازه نمیدانست که بتواند با برادرش مقابله نماید و یا او بجنگد سلطانعلی را از بین دورساخته واقتدار محمدعظیم خان وطرفداری خود را بشاه زاده ایوب اظهار نمود . چنانچه محمدعظیم خان بهمراهی ایوب داخل کابل گردیده (۲) و شاهی او بعنوان شاه ایوب پادشاه افغانستان اعلان گردید . (۱) هوگه ، دی آرمی آف دی اندس صفحه ۱۰۴ پولس میخواد بگوید که شاه شجاع را محمد عظیم خان به تصرف تخت کابل دعوت نمود ولی در اثر غرور خویش موقع را ازدست داد پیش از آنکه محمد عظیم خان به پشاور برسد شاه شجاع خیالات عالی و هوای بلند شاهی خویش را به تحقیر یک نفر از دوستان سردار بارکزائی نشان داد که بعقیده او این شخص حق مخصوص و امتیاز شاهی او را به سوار شدن بر جیان رعایت نکرده بود . برادران بارکزائی ازین وضعیت او بد برده و فیصله کردند که بایست شخص بهتر ومناسب تری را بشاهی کابل انتخاب نمایند . شهزا ده ایوب این مشکل آنها را نه تنها بقبولیه معرفی نمودن خودش باین مقام رفع کرد بلکه مانند يك غلام این خواهش خود را از آنها رجا کرد و گفت : صرف مرا شاه بنامید، و اجازه بدهید که سکه بنامم زده شود ( تریولزاننو بخارا جلدسوم صفحه ٢٤٦ ) فریر نیز در باره این پیشنهاد ایوب به محمد عظیم خان مینویسد ( هستری آف دی افغانز صفحه ۱۸۱ ) قرار اظهارات شیرازی پیش از آنکه شاه شجاع به پشاور واصل گردد اطلاع یافت که محمد عظیم خان عهد خود را شکسته وازوعده خویش صرف نظر کرده است و شهزاده ایوب را شاه ساخته و برتخت پشاور نشانیده است . (تاریخ احمدشاه درانی صفحه ١٦٩) (۲) هوگ ، دی آرمی آف دی اندس صفحات ٤٠٤ ٤٠ قرار نظریه کونولی محمدعظیم خان پیش از آنکه بیکابل مارش نماید به دوست محمد خان نصیحتاً گفت که سلطان علی را بکشد لیکن دوست محمدخان به ارتکاب این جرم جرئت نکرد لذا بهانه کرد که از برادرش می گریزد و نگذاشت که آمده وكابل را متصرف شود ( جرنای تودی نارت آف اندیا جلد دوم صفحه ۳۹۱ )

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج, page 121. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0975/121 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0975/121
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record