BrowseʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج → page 110

Page 110

ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج · pages 1–217


Page image — the source of record

Scanned page 110 of ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج

Machine transcription

(١٠٣) امیرول الدین را نیز با او همراه ساخت (۱) این ظلم وقساوت خاندان فتح خان و وطرفداران بارکزائی او را خیلی متأثر ساخته و بجوش آورد تا آنکه خود را برای گرفتن انتقام آماده ومسلح ساختند در واقعاتی که بعد از این بمیدان وقوع می‌آیند فتح خان که کور و هم اسیر بود واضحاً حصه گرفته نمی تواند ورول بزرگ و مهم را برادران او بازی می کنند . بعد از فتح خان کلانترین پسر پاینده خان محمد عظیم خان بود . درین موقع بحرانی این شخص خیلی دور و در کشمیر بود که هنوز حکومت وحکمرانی آن ولایت را در دست خویش داشت . اگرچه خودش نمی توانست با برادران خود یکی شود در شورش و طرفداری آنها کوشش نموده و به برانگیختن انقلاب برعلیه محمود مساعی خویشرا بذل می نمود چنانچه دوست محمد خان را بکابل فرستاد تا مردم آنولایت را برضد محمودشاه انگیخته و به شور بیاورد. اگرچه دوست محمدخان در تمام این مدت نزد محمدعظیم خان بطور حبس گذرانیده وخاطرش از او رنجیده بود ولی درین موقع که فرصت یافته خود را در انتقام برادر بدبخت خویش دارای امتیازی بسازد این رنجیدگی را فراموش نموده واین مسئله بر آتش او آب زد. علاوه بر آن به یقین دانست که از روی حقیقت محمد عظیم خان در رویه که با او کرده بود حق بجانب بوده واز نقطه نظر عدالت وقضاوت خود را ملامت دانست (۲) محمدعظیم خان دولك روپيه مسكوك باوداد. وعلاوتا يك پل برای دوچشمه باغ فوق الذکر باوداد: (۳) مداران يك عسكر جدید متوسط جمع (٤) نمود. وبطرف پشاور روانه شد . (۱) در قندهار آزاد شد زیرا دیگری ترس اینکه ازو کاری ساخته شود بعد از این نمی رفت و به مشهد رفت (کونولی جورنی دی نارت آف اندیا جلد دوم صفحه ٣٨٤) قرار نظریه فرسیر وقتیکه محمود مجبور شد که قندهار را بگذارد ، او موقع یافت که فرار نماید چنانچه اول به برجند رفتن و بعدها ازان جا به تربت حیدری گریخته بعد از چندی توقف به مشهد رفت ـ «يك فراری بیچاره وبدبختی که همه چیز را از دست داده بود مجبور شد وبمواجب معدودی از طرف حسن علی میرزا منحصراً از روی مجبولیت بسر میبرد » (نیرتیو آف دی جورنی اینتو خراسان ضمیمه ب صفحه ۳۷) محبوسین دیگر درقند هار بپول خلاص شدند چنانچه ما در فتح خان حاضر بود كه يك لك روپيه داده آزادی پسرشرا بخرد ولی فتح خان او را منع نموده گفت که او يقين ندارد که حیات او حفاظ و خلاص شود . (۲) میگویند که محمد عظیم خان اولا نمی خواست که کمکی از کشمیر بفرستد و خیال میکرد که بهتر است قوه و اقتدار خود را بجایگاه دارد لیکن دوست محمد خان او را ملتفت بالیحی بی آبرویا نه و چیون ملتفت ساخته و پیش نهاد کرد که او اداره قشون کسی را بذمه خود میگیرد (میسون جور نیز ان بلو چستان افغانستان ایند دی پنجاب ، جلد سوم صفحات ٣٩-٤٠ ) . (۳) میسون كتاب فوق الذكر جلد سوم صفحه ٤٠ ) واین میگوید که اورا دولك روپيه داد ( دی وزت تو غزنی کابل ایند افغانستان صفحه ۲۳۹) درحالیکه موهن لال سه لك روپیه می نویسد (لایف آف امیر دوست محمد خان جلد اول صفحه ۱۰۷ ) . (٤) قرار نظريه واين قوای او دو هزار سوار بود کتاب فول الذكر صفحه ٢٣٩

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج, page 110. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0975/110 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0975/110
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record