Machine transcription
(۱۰۴)
کشی فتح خان بر علیه مشهد نشان داده و زخم کاری برداشته چنانچه او را از میدان
جنگ برداشته بیرون کشیدند بخدمت خود در یافتند. این شخص در تمام این مدت در بستر
مریضی افتاده بود تا آنکه شهزاده کامران امرداد که او را برداشته بحضور او ببرند
شهزاده ازو خواهش کرد که داخل خدمت او شود ولی این کشمیری وفادار آنرا قبول
ننموده و ممنونیت و طرفداری خود را بفتح خان اظهار نمود . کامران که در این جور
مسایل خیلی حساس بود اصرار ننموده و حاجی خان را آزاد گذاشت تا آنکه بصحت او
کامل گشته رفت و به برادران بارکزائی پیوست (۱) وقتیکه کامران دانست که
پردل خان نیز فرار نموده و از هرات رفته است خیلی بغضب آمده و عزم کرد که انتقام
خویش را از فتح خان بیچاره بکشد. اگر چه وزیر بیچاره کور شده بود اندکی نور
در چشمان او باقی بود کامران وحشی چون میدانست قاسم خان را با چند تنی فرستاده
و امر کرد که چشمان او را بکلی از کاسه آن بیرون آورند قاسم خان نزد فتح خان
رفته و با و خبر داد که کامران خیلی متأسف است که در دو چشم وزیر را خیلی بعذاب و زحمت
دچار ساخته است و اینهم از سببیست که هنوز گوشت در کاسه چشم باقی مانده است
ازینرو چون میخواهد شما را ازین درد برهاند امر کرده است که بکلی چشمان تان را
بکشند فتح خان باو جواب داد که کامران بی جهت در این کار اصرار دارد و چشمان او
باندازه از کار رفته اند که بیش ازان نمیتوان آنها را کور ساخت و از قاسم خان خواهش
کرد که بیرون رفته و او را بحال خودش وا گذار و بیش ازین بر زخم او نمک نپاشد تا
بر کوری خود گریه کند ولی در ینوقت نفری او برخواسته وزیر را کشیده (۲) و چشمان
او را بکلی از کاسه کشیدند. فتح خان آن وزیر غیرتمند و صابر بدون آنکه آهی بکشد
و یا کلمۀ بزبان راند خموشانه مقدرات خود را استقبال نمود . کامران فتح خان (۳) را
بهمین حالت رقت آور به قندهار (۴) برد که امین الملك برادر زادۀ او شهزاده
(۱) واین دی ویزت تو غزنی ، کابل ، ایند افغانستان صفحه ۲۴۷، میسون کتاب
قبل الذکر جلد سوم . صفحه ۳۵
(۲) کونولی : جورنی تودی نارت آف اندیا جلد دوم صفحات ۴۸۳-۴ این معلوماترا
کونولی از زبان کسی که واقعه را بچشم خویش دیده بود نوشته است ولی فریرمیکوید که
کامران بدست خود میله آهنین سرخی را در چشمان او فرو برد تا تمام حصص چشم خشك
وسوخته گردد هستری آف دی افغانز صفحه ۱۶۰ .
(۳) آنچه شیرازی در باره پذیرفتن محمود فتح خان را نقل میکند ـ خیلی عجیب
است زیرا او میگوید که محمود او را بخوبی پذیرفته باو لطف کرد و تسلی داد و از و خواهش
کرد که مانند سابق وزیر او باشد .
(٤) شیرازی تاریخ احمد شاه درانی صفحه ١٤٢ و کونولی کتاب قبل الذکر جلد دوم
صفحه ٢٨٤ فریر میگوید که او را به غزنی بردند لیکن مورخین دیگر این مسئله را تائید
نمی نمایند هستری آف دی افغانز صفحه ١٦٠ .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
