Machine transcription
(٣٥٥)
میگویند که قبایل پارسوا پیش از ینکه به سلطنت برسند کار های قبیلوی
خود را بصورت يك جرگهٔ قومی و قبیلوی اداره میکردند و بعد ازینکه صاحب تشکیلات
اداری شدند باز هم قوهٔ اجرائیه بدست هفت نفر اعضای قبایل هفت گانه بود
که پاسارگاد در میان آنها مقام مساوی بادیگران داشت. پس از بامروز زمانه
نماینده قبیلهٔ پاسارگاد در میان سائر اعضای قبایل وعشایر مقام اولیت حاصل
کرد و هخامنش نام رئیس عشیرهٔ كوچك پاسارگاد امتیاز سلطنت محلی را به
خاندان وعشیرهٔ خود مخصوص نمود رؤسای قبایل دیگر اگر چه مطیع او شدند
باز هم دارای یکعده امتیازاتی بودند. حق مشوره در هر امری داشتند و در هر موقع
نزد شاه رسیده میتوانستند راجع به شخصیت مبهم هخامنش واینکه چطور به
پایه نفوذ رسید چیزی در دست نیست. تنها میتوان گفت که قبایل متفرق و پریشان
پارسوا را جمع کرده و در اصلاح روابط آنها با مادها کوشش کرد آمریتی هم
که داشته کاملاً جنبهٔ محلی داشت که در يك علاقهٔ بسیار خورد محدود بود
چنانچه این وضعیت مدت ها بعد از هخامنش تا زمان سلطنت سیروس که اولین
مرحلهٔ تاریخی هخامنشی است دوام نمود و چند نفر شاهان محلی تا زمان قبل
از كشف کتیبهٔ « نابونید» شاه بابل نام و نشان و هست و بود شان را کسی نمیشناخت
و از روی « لوحه سیاه» پادشاه موصوف بنام «چشپش» و« کوراخ» و«كمبوجيه»
بمیان آمدند از جملهٔ همین روسای قبایل یا امرای محلی بشمار میروند که هیچ
ماخذ دیگر از ایشان سراغی نمیدهد و همین اشخاص است که بعضی افسانه سرایان
نظر به عدم معرفت تاریخی به شاهان کیانی نسبت داده و کار نامه های دودمان
کیانی را که خانواده كاملاً علیحده و از سلالهٔ پادشاهان مقتدر مرکز آریانای
قدیم میباشد ومن حیث زمان ومكان ما بین آنها فاصلهٔ بعید است به چشپش ها
یکعده امرای محلی نسبت میدهند . بهر حال از « هخامنش » رئیس قبیلهٔ که
هخامنشی ها بنام او یاد میشوند تا زمان ظهور سیروس یا کوروش کبیر تاریخ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
