Machine transcription
( ٥٤ )
مقرر ودر سال ١٠٩ به جنگ رتبیل روان شدند ولی رتبیل راها را فرو گرفت
وعسکریش کشید و جنگ شروع گردید ، عرب بعد از آنکه کشته بسیار
داد مراجعت کرد . در سال ١١١ کار شورشیان سیستان بالا تر گرفت ، و در
سال ١١٦ فتنه ها بیدار گشت ، مخصوصاً که عصبیت قبیله وی عرب در بین بنی
تمیم و بنی بکر زیاد شده و سیستانیان این اختلاف را دامن میزدند ، در سال
١٣٠ شورشیان سوار بن اشعر نائب الحکومه اموی سیستان را کشتند و این آن
وقتی بود که در سر تاسر خراسان شمالی وغربی بعضی نقاط مفتوحه عرب هیجان
ملی کسب شدت کرده و ابو مسلم خراسانی بصحنه سیاست قدم نهاده بود . در سال
١٣١ هـ ابومسلم نصر بن سیار حاکم عمومی خراسان را مغلوب ، و در فارس
سوقیات کرده ، و برای تصفیه سیستان از عرب مفرزه به قوماندانی مالک اعزام
نمود ، سیستانیان زر نج را تسلیم کردند و حاکم اموی هیثم را که با هزار
سوار در آنجا اقامت داشت اجازه دادند که بدربار خلافت در شام سفر کند
و باین ترتیب بعد از یک قرن دو باره سیستان از او و اداره امور مستقیماً
در کف اهالی کشور قرار گرفت .
ولایات جنوبی وجنوب شرقی افغانستان
و عرب از ٢٣ تا ٢٠٥ هجری : چنانچه دیدیم قشون اسلام بتعقیب یزد گرد
در سال ٢٣ هجری بولایات سر حدی افغا نستان د ا خل شدند ،
و از آنجمله سهل بن عدی و عبدالله بن غسان بولایت کرمان ریختند ،
حکم بن عمر ثعلبیی نیز باقطعات خود به بلوچستان غربی یا ولایت مکران سرازیر
شد، در ینوقت اداره علاقه های جنوبی و جنوب شرقی افغانستان مثل سائر ولایات او
در دست حکمداران محلی کشور بوده و هريك بطوریکه مورخین عرب مینویسند
دارای لقب «شاه» و این لقب ها از طرف اردشیر تصدیق شده بود مثلا: کرمان شاه
قفص شاه ، مکران شاه ، قیقان شاه ، ریحان شاه و امثالهم ، در هر حال حملات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
