Machine transcription
( ٥٥٧ )
کشتگان در گردن ایشان حمایل کرد به بست فرستاد و آن خزائن و اموال
یافت که او هم از ادراك آن عاجز ماند و صالح نصر ازین معرکه بگریخت و به
نزديك ملك زابلستان رفت و حشم از وی جدا شدند و بخدمت یعقوب آمدند و چون از
پرداخت مصالح فارغ آمد یعقوب بملك زابلستان کس فرستاد وصالح نصر را
درخواست کرد و صالح نزديك وی فرستاد یعقوب او را در بند کرد تا هم در آن بند
فرو شد و مکافات ... که اهـ بست کرده بودند یعقوب با ایشان بکرد و آنچنان
بود که بفرمود تا بر ایشان ... نهادند چنانکه بر جهودان و آن فتح که او را
بدست آمد نتیجه خداع ومکر بود والسلام » (۱)
از خلال این حکایت پاره مطالبی راجع به این دوره مبهم وتاريك بدست می آید
که اشاره به آنها بی مورد نیست :
( ۱ ) چنین معلوم میشود که رایان کابلی مخصوصاً « سامنته دیوا » پادشاه
مقتدری بوده و نسبت به صفاری ها جاه وجلال وحشم وقوۀ بیشتری داشتند چنانچه
باشند گان شهر بست بر هزار سوار یا سه هزار مرد شمشیری یعقوب و محاربه
او با این قوه با رتبیل شاه میخندند و علت کامیابی یعقوب هم خدعه سرجی بود.
( ٢ ) از فحوای حکایت فوق استنباط میشود که باشندگان حوزه هیرمند به رایان
کابلی دل بستگی داشتند و نفوذ رتبیل شاهان و برهمن شاهان تا کناره های هامون سیستان
انبساط داشت چنانچه نظر به طرفداری ساکنین شهر بست از «کابلشاه» یعقوب
لیث صفاری بعد از مراجعت از فتح کابل بر آنها مالیات بیشتری تحمیل نمود.
(٣) رایان کابلی ذریعه اسپ و بیشتر با « تخت روان » كه عموماً
فراشان آنرا میبرداشتند گردش میکردند .
( ٤ ) اگرچه درین حکایت اشارتی نشده ولی از منابع دیگر معلوم میشود
که یعقوب لیث بعداز فتح کابل بت هائی را گرفته و به بغداد فرستاده است .
(۱) نقل از صفحه ١٦١ - ١٦٠ نسخه قلمی جوامع الحكايات موزۀ كابل .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
