Machine transcription
(٥٥٦)
برای ایشان و نفاخره میزدند و گفتند بدین قدر لشکر با رتبیل مصاف خواهد کرد
پس یعقوب روی بحیلت و تدبیر آورد و دو کس از معتمدان خود برسالت بنزديك
او فرستاد و او را گفت میخواهم که بخدمت تو پیوندم و در پیش تو جان سپاریها
کنم و من اینقدر دانم که مرا مجال مقاومت تو نباشد و اگر من بگویم که
بخدمت او میروم این لشکر مرا متابعت نکنند و تواند که مرا و اتباع مرا
بکشند و من با این جماعت میگویم که با او مصاف خواهم کرد تا ایشان با من
موافقت کنند چندانکه بخدمت تو رسم چون بخدمت تو پیوستم ایشان را بضرورت
بامن موافقت باید کرد و چون رسولان یعقوب بر تبیل رسیدند و رسالت ادا کردند
رتبیل این معنی عظیم موافق نمود چه از دست یعقوب در رنج بود و هر وقتی بولایت
او تاختی کردی و طرفی از ولایت او بزدی پس رسولان را خوش دل باز
گردانید و به یعقوب پیغامها فرستاد و وعده های خوب داد و او را بشربت امیدوار
گردانید و یعقوب رسولان میفرستاد و با لشکر خود میگفت که ایشانرا
بجاسوسی میفرستم وغرض او آن بود که تا لشکر را دل نشکند چون لشکر ها در
مقابله یکدیگر افتادند رتبیل صالح نصر را باز خواند و گفت چون خصم
بطاعت آمد محاربت را ترك باید گفت و روی بجهت ملاقات چنین کردند
و رتبیل را قاعده بود که بر اسب بنشستی و تخت او جماعتی از مفردان بر دوش نهادندی
و او بران تخت نشستی چون صفها راست کردند و رتبیل بر تخت نشست و لشکر را
بفرمود تا از دو طرف تخت او صف زدند یعقوب با سه هزار مرد شمشیر زن خونخوار
درمیان هر دو صف در تاختند و تیرها از پس اسب میکشیدند و زره ها در زیر قبا
پوشیده و شمشیر در نهادند و روی زمین از خون دشه مان رنگ دادند و کفار چون
سر رتبیل را بدیدند روی بهزیمت نهادند و آنروز قتلی عظیم رفت و عروس فتح از
زیر نقاب بیرون آمد و یعقوب با فتحی تمام باز گشت و روز دیگر با ششهزار
سوار کفار بستان فرستاد و شصت مقدم بر شصت دراز کوش نشاند و آن کوشها.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
