Machine transcription
(٥٤٨)
چنانچه از بعضی از آنها در فصل گذشته صحبت نمودیم صفت «کشا تریه» که
هیوان تسنگ در نیمه اول قرن هفت مسیحی در مورد پادشاه کاپیسا استعمال کرده
اشاره به طبقه (کشاتریه) یعنی نجبای نظامی است که یکی از چهار طبقه
اجتماعی بود تسمیه «رتبیل» که منابع عربی و فارسی استعمال کرده اند به شیوع
نام ها و القاب برهمنی و هندوئی شهادت میدهد و اگر بنا به آن اتکا شود باید
تمام پادشاهان و امرا وسلاله هائی را که از قرن هفت تا اوائل قرن ۱۰ درین
مناطق سلطنت و امارت کرده اند همه را رتبیل و یا رتبیل شاهان بخوانیم.
میماند تچن یا تگین که بعض زائرین چینی و برخی مسکوکات به وجود آنها
در بعض نقاط مثل قندوز، گندهارا، کاپیسا اشاره کرده اند و بیشتر به تقلید
وبر روی مسکوکات تیکی ها احفاد) کوشانی های اخیر کیداری) سکه زده
اند. تنها اینها را مدققین احفاد تو کیو خوانده و در نتیجه ترك میشمارند.
چون چینی ها و عرب ها از ممیزات نژادی که درین وقت ها در جن ب هندوکش
فایق بود اطلاع دقیق در دست نداشتند از سلاله های جنوب هندوکش به تعبیرات
نسبتاً مبهم یاد نموده اند که جنبهٔ صحت آن آنی و محلی است و نوشته های ایشان
به ظاهر امر حتی مورخین خود خراسان ) افغانستان ) را به اشتباه افگنده
است. پس در مورد این اصطلاحات دقت زیاد باید کرد و مفهوم واقعی آنها را
تجسس باید نمود زیرا هر کدام نظر بوقت و مکان معنی جداگانه دارد.
میدانیم که استاد ابوریحان بیرونی شاهی های کابل را به دو دسته تقسیم نموده
«تر کی شاهی» و «برهمن شاهی» و تاجائی که از روی عده شاهان وختی از روی اسمای
شاهانی که درین جمله حساب کرده مانند كنیشک) یعنی کانیشکا و از روی
اظهارات خودش مبنی بر اینکه این شاهان سلسله نسب خود را به کنی شک میرسانیدند
چنین حکم میتوان کرد که مشار الیه از عصر کنیشکا کبیر موسس
دومین سلاله کوشانی های بزرگ تاظهور رایان برهمنی کابل ) که تقریباً ۷ صد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
