Machine transcription
( ٥١٤ )
میرند سکی در بامیان و دیگری در گوشه جنوب شرقی غرجستان به مفهوم بزرگ
هزاره جات .
شیر بامیان : همه میدانیم که اصطخری ( نیمه اول قرن چهار هجری موافق
اوائل قرن ده م ) و طبری تقریباً نیم قرن پیشتر از او امرای محلی بامیان را به
لقب « شیر بامیان » ذکر کرده اند .
اگر چه ما عجالتاً از وقایع قرن هفت صحبت میکنیم معذالك چون القاب
مذکور ، مربوطه به دوره های پیش از اسلام میباشد قراین و احتمال به این
دلالت میکند که همین لقب را امرای محلی این درۀ شهيريك ونیم قرن یادو
قرن قبل هم دارا بوده باشند بهر حال دروجود خود امارت محلی بامیان در نیمه
اول قرن ٧مسیحی حتی پیش از آن در قرن پنج وقرون بعد شبهه ئی نیست زیرا
زائرین چین هر کدام حین عبور خود به این امر اشاره ها کرده اند تا اینکه
نوبت به مورخین و جغرافیه نگاران اسلامی رسیده است .
« سی - یو - کی » یعنی « یادگارهای ممالك غربی » و کتاب حیات
هیوان - تسنگ که از طرف یکی از مریدانش موسوم به « شامن هوئی لی »
Shaman Hwui Li نوشته شده هر دو از امیر بامیان و ملاقات او با هیوان -
تسنگ صحبت میکنند این دو كتاب بيك لهجه میگویند که پادشاه بامیان به
استقبال استاد قانون ( هیوان - تسنگ ) برآمده و او را به قصر شاهی دعوت
نمود تا از تعارفات مهمان نوازی ومذهبی مستفید شود و زایر چین یکی دو
روز یا پنج روز در آنجا اقامت داشت .
قرار شرحی که زایر موصوف میدهد پایتخت یا طوری که میگوید « شهر
شاهی » بامیان در دهن درۀ فولادی طوری افتاده بود که یک قسمت
بصورت سموچ در جدارهای سنگی دامنه دره وقسمت دیگر آن در ته دره تا جاهائی
که حال دامنه باغ های زیارت های میرسید علی یخ سوز وبرادرش اشغال نموده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
