Machine transcription
فصل سوم
۶۶
مطمئن ساختم گفتم همیشه بطور محبّت باشماها رفتار نموده از همه شماها راضی و خشنود هستم بعداً
تنظیمات عسکری (علی عسکر خان) را بجنرالی توپخانه (ونصیر خان) را بجنرالی لشکر
پیاده منصوب داشتم سایر صاحب منصبان را هم بمناصب ترتیبی و جنرالی
ارتقا داده تمام سر بازها را هم که اوّل مسافرت من با من بودهاند منصب دادم محض اتمام
این کارها عازم تاشغرغان گردیدم (سردار رستم محمد خان) باشش فوج پیاده نظام انجا
بود که ولایت را از تصرف اینها بکلی انتزاع نمایم بدون مخالفت احدی وارد تاشغرغان
شده بعد از توقف دوروز عازم (بلخ) گردیدم (فتح محمد خان) و (شهاب الدین) که در قلعه
غوری بودند از راه کوه هندوکش بطرف کابل فرار نموده در اثنای فرار (شیخ علی)
نام از طایفه هزاره تمام اموال آنها را تاراج نمود این اثبات (میر اتالیق) فوت شده بود
و پسرش (سلطان مراد) حاکم و میر قتغن بود مشارالیه نیز قبول اطاعت مرا نمود
پانصد راس اسپ و دویست شتر و دو هزار گوسفند و چهار هزار بار غله با چهل هزار روپیه
نقد و تعارفات دیگر بجهت من فرستاد من نیز از فوت پدرش اظهار همدردی نمودم
گفتم اوقاتیکه پدرم ولایت قتغن را بشما داد طوایف تاجیک و عرب و افاغنه قدیم بوزیا
را برای خود مجزی نموده فقط اهالی قتغن را بشما واگذار کرده بود من هم همان رویه را معمول
میدارم مشارالیه جواب داد (امیر شیر علیخان) هم در اول همین طور قرار داد
بعلاوه سالی یک لک روپیه هم از بابت مالیات از من اخذ مینمود ولی حالا باین مبلغ
قانع نشده لک روپیه میگیرد باز هم بیشتر مطالبه مینماید
در این وقت کاغذی از عمویم (محمد اعظم خان) از بدخشان بمن رسید نوشته بود در (فیضآباد)
هستم و خیال دارم دختر (میر اتالیق) را تزویج نموده بعد از اتمام کار وصلت بشما ملحق
شوم چون من بتیپ خود راهیده بودم زمستان هم نزدیک بود و (امیر شیر علیخان) هم
احمد خیال من این بودیم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
