Machine transcription
فصل سوم
نموده نتیجه این شد که برادرش (سردار محمد امین خان) و پسرش (سردار محمدعلی خان)
که ولیعهدش بود در این جنگ کشته شدند پدرم در حبس از این واقعه اطلاع یافته
مجدداً این عبارت را (بامیر شیرعلیخان) نوشت (شرارت شما برای شما عاقبت
بدی خواهد داشت و ای بر حال شما) بعد از کشته شدن (سردار محمد امین خان) نعش او را
بحضور (امیر شیرعلیخان) آوردند گفت جسد این سگ را دو ربیندازید بپسرم
بگوئید بیاید از این فتحی که حاصل کرده است بمن تبریک بگوید صاحب منصبهای او چون
جرأت نداشتند حقیقت امر را نزد او بگویند نعش پسرشرا نزد او آوردند هنوز قدر
دور بود (امیر شیرعلیخان) پرسید این سگ دیگر کیست بجواب این سؤال
تابوت پسرش را مقابل او بزمین گذاشتند محض اینکه ملتفت شد گریبان خود را چاک
زده مشغول ریختن خاک بسر خود گردید قدر یکه از این اندوه و الم شدیداً رام گرفت
ضعف نموده بحالت بیهوشی افتاد تا یک ساعت بهمین حالت بوده همینکه بهوش آمد
مشغول گفتگو با نعش پسرش شده مجدداً بیهوش گردید تا دو روز همین حالت را
داشته بعد نعش پسر را بکابل فرستاد و نعش (سردار محمد امین خان) را نوکرهای
او در قندهار در ب خرقه شریف دفن نمودند (امیر شیرعلیخان) بکابل مراجعت نمود
در بین راه بعضی اوقات هذیان میگفت و بعضی اوقات بهوش خود بود پس از ورود
بکابل مثل اشخاص دیوانه شعر میزد و مرثیه یاد میکرد من این موقع را مغتنم دانسته
از بخارا حرکت نمودم پس از ورود شیرآباد مراسلامی عساکر منقسم بپنج پوضمان
آن لو شدم نتیجه این شد که متفقاً مرا دعوت نمودند که ببلخ رفته با شکر آنجا ملحق
شوم در اینجا باید مختصری از حالات دو برادر که (ولی محمد خان و فیض محمد خان) باشند
اظهار بدارم این دو برادر حکومت (آقچه) را داشتند یعنی پدرم این ولایت را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
