Machine transcription
۵۴
فصل دویم
زیر جامه از پارچه ها کی بود که بچهار قسم مختلف یعنی قرمز و سفید بنفش و سبز رنگ شده بود وقتیکه من و صاحب منصب های من این لباسها را پوشیدیم یک نفر نوکر آمد و خبر داد که امیر بجهت ملاقات من حاضر است من هم روانه شده پس از ورود بعمارات امیر قوش بیکی مرا استقبال نموده باطاقهای امیر برد رسم امیر بخارا این است که خود امیر با دو سه نفر غلام بچهای خاطر خواه خودش در اطاق بزرگی جلوس میکند و صاحب منصبهای او در اطراف اطاق روی سکوهای کوچک می نشینند و درب اطاق دو نفر دربان ایستاده اند که اتصالا نگاه میکنند که امیر چشم خود اشاره بآنها میکند یا خیر اگر امیر اشاره چشمی بآنها بکند فورا دویده نزد او میروند که ببینند چه میخواهد بعد قهقرابرگشته پیغام امیر را بهوداجی میخمدست باشی میرسانند وقتیکه من نزدیک رسیدم دربانها دویده نزد امیر رفتند بعد جوابی آمده گفت امیر هدایای شما را قبول فرموده است و بمن گفتند که باید جلو اسپهای خود را بدست خود گرفته پولها را بدوش خود گذاشته بامیر تعظیم نمایم من جواب دادم بجهت حمل پولها یک نفر لازم است و بجهت اسبها دو مهتر و من هیچکس در دنیا سجده نخواهم کرد و غیر از خداینکه مرا خلق نموده دیگری را قابل سجده نمیدانم دربان مذکور که هیچوقت قبلا همچو جوابی از کسی نشنیده بود خیلی متغیر شد علیهذا گفتم یا اینکه شخصاً پیغامی دارم بامیر میرسانم یا بجای دیگر میروم آخر الامر قوش بیکی چیزی بهوداجی گفت هوداجی نزد امیر رفته مراجعت نموده گفت امیر قبول فرموده برسم خود سلام نمائی من وارد اطاق شده علی الرسم سلام کردم با امیر دست دادم امیر گفت نزدیک او بنشینم من مودبانه نشسته در بین صحبت مختصراً با امیر تکلم نمودم تا یک ساعت صحبت داشته بعد بمنزل مراجعت کردم بعد از دو ماه روزی امیر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
