Machine transcription
فصل دویم
۴۶
بخود راه نداده پدرم جواب داد چون مشارالیه بمن پناه آورده است نمیتوانم اورا
نپذیرم (امیر شیرعلیخان) ترک معاهداتیکه با عمویم سردار سید محمد اعظم خان ) کرده بود
نمود لشکر ی بسر کرده کی سردار ( رفیق الدین خان ) که شخص زرنگی بود بمخالفت امریم
عمویم با این چنین دشمن قوی تاب مقاومت نیاورده بطرف هندوستان نجات علامت
ملک در نلستان گریخت و (امیر شیرعلیخان) محالات (کوهاز و درمت) راو کر کے تعلق
بپدرم داشت و جدم به تیول پدرم مرحمت فرموده بود متصرف کردید محالات مذکور در آنوقت
سپرده (احمد کشمیری) بود که مشارالیه زیر دست پدرم بزرگ شده بود این رفات
تعدیانه (امیر شیرعلیخان) قهر ا خیالات برادرهایش را با او مخالف نمود خیلی اشخاص
مفسد هم حاضر بودند که دشمنی (امیر شیرعلیخان) را در قلب پدرم بهیجان اور ندان
جمله این اشخاص یکی سردار (محمد اسلمخان) و یکی سردار ( عبدالرؤف خان) و یکی سردار
(محمد امین خان) بود این سردار (محمد امین خان) از اولا د صاحب منصبان تو نجا
سلاطین مغلیه هندوستان بود و این اشخاص خیلی مفسد بودند برحسب وعده که چندی
قبل بپدرم من داده بود بجهت ملاقات من باتفاق همین اشخاص مفسد سنجان آباد امدند مکتوب
هم احمد کشمیری ) مرسله از ( امیر شیر علیخان برای پدرم آورد من نمیخواهم ترکستان را
از شما بگیرم و خیالات من نسبت بشما مجنانه است این (احمد) نام خیلی نمک نشکاس
بود ضمناً از جانب امیر شیر علیخان) مأمور شده بود مواظب حرکات پدرم بوده برگاه
بمخالفت (امیر شیرعلیخان) سازش نمایند جلوگیری نماید پدرم و مشاور های منافق
او عموما بجهت مذاکرات محرمانه مجلس میکردند لیکن مرا در مجلس خودشان راه نمیدادند
باین خیال شاید من با خیالات آنها مخالفت نمایم البته اگر من میدانستم مشغول
چه اقداماتی هستند از خیالات آنها مخالفت میکردم همینکه شنیدم پدرم را فریب داده آ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
