Machine transcription
۴۲
فصل دویم
واقع نخواهد شد و یک لک تنکه گرفته اسیر هائیکه گرفته بودم مستخلص نمودم از این معامله
هم ده هزار طلا عاید من گردید بعد از این واقعه در این ولایات امنیت حاصل گردید
و من موقع را مغتنم دانسته سه هزار یا بو و دو هزار شتر بمالهای بنه خودمان افزودم
مقارن این وقت کاغذی از پدرم بمن رسید که خیال آمدن بتمته غن را دارد و یکماه
قبل از حرکت خود مرا اطلاع خواهد داد من جواب دادم انشا الله بسلامتی تشریف بیاورید
فصل دویم
در باب فرار از بلخ بخارا در سنه ۱۲۸۲ الی ۱۲۸۲
حالا باید توجه مطالعه کنندگان کتاب خود را بطرف هرات معطوف بدارم زمانیکه
جدم (امیر دوست محمد خان) بهرات حمله آور و علیل المزاج بود و سردار (شیر علیخان معلم اوقات
خود را صرف پرستاری پدرش مینمود پسرهای دیگرش مثل سردار ( محمد امین خان )
و سردار (محمد اسلم خان) بسبب بغض و عداوتیکه با برادر اندر خودشان یعنی (شیر علیخان) داشتند
با (سلطان احمد خان) حاکم هرات که دشمن (امیر دوست محمد خان) بود مشغول سازش
بودند از این رفتار خود پدر خود را خیلی مکدر ساختند (عجبا که با دشمنهای پدر خود
دوست می شدند) خدانکند من هیچوقت بچنین کارهای زشت اقدام نمایم در همین
وقت (امیر دوست محمد خان) وفات یافت نعش او را در هرات قرب مزار (خواجه
عبد الله انصاری) دفن نمودند بعد از این واقعه چون پسر هایش دیدند نمی توانند
بسلطنت افغانستان نائل شوند سردار (شیر علیخان) را با مارت افغانستان اعلان
نمودند خودشان بدون اجازه و اطلاع (امیر شیر علیخان) بولایات حکومتی خودشان عازم شدند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
