Machine transcription
۲۶
فصل اول
خگاندم تقریبا دو ساعت از ظهر گذشته وقتیکه نزدیک خان آباد رسیدم صدای شلیک
زیادی که ظاهرا از طرف اردوی عموی من میاید شنیده شده سردار شمس الدین خان اظهار
داشت که این توپها از سوارهایی اوزبک میباشد که اردوی عموی مرا باید تاراج کرده
باشند و ما باید بطرف کابل فرار نمایم من جواب دادم تعریف دلیری شما را در جنگی که در سنه ۱۲ هجری
بمخالفت انگلیسها شده بود شنیده بودم حالا شجاعت شما کجا رفت مشار الیه سکوت نمود من شش
نفر سوار نزد عمویم فرستاده پیغام دادم که صدای شلیک از اردوی شما می شنوم و من مصمم
شده ام که بهمین جا توقف نمایم بمحض رسیدن خبر از جانب شما حاضرم بهر سمتی لازم باشد بجهت
جنگ حرکت نمایم بعد از یکساعت شخصی بتاخت نزد من آمده خبر آورد که این توپها را حکم عموی
شما بشادمانه اینکه امیر بخارا از مسافه گریخته و از جیحون گذشته است شلیک مینمایند
توضیح انکه از قرار معلوم یکی از نوکرهای شخصی پدرم موسوم بغلامعلی خان که آدم بها در و مجربی
و در میدان جنگ جرات شیر داشت و سرکرده قراولهای سرحدی کناره جیحون دالا
حکومت سه نفر از جمله صدو پنجاه بود بجهت ملاحظه سرحد بکر کی (بالسارقه) رفته اتفاقا بد و هزار
سوارهای امیر بخارا بر خورده فورا بطرف یکدیگر شلیک نموده اند بعد از زدوخورد جزئی
سوارهای مذکور بطرف اردوی میر مظفر فرار نموده اند امیر مذکور بمحض شنیدن این خبر
قسمتی از اسباب و چادرهای خود را گذاشته بطرف بخارا فرار نموده است اسبابها
و چادر ها را غلامعلی خان متصرف شده اسبابها را بسربازها بخشیده چادرهای امیر بخارا
را بجهت پدرم فرستاده است
بعد از رسیدن این مژده معجلا حرکت نموده نزد عمویم رفتم و از این اتفاق خوشبختانه که بجهت
ما رخ داده بود با و تبریک گفتم روز بعد با جازه عمویم دو فوج پیاده نظام و یک فوج سواره نظام و
دو عراده توپ و پانصد نفر پیاده ردیف بتالقان فرستادم تا با آلی انجا بنمایند که مامور
تم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
